آمد كه اللّه و رسوله .
اى جوامرد مردى است در خانهء تاريك ، شمعى در آن خانه برافروختند به روشنايى او همه چيزها بديده ، روشنايى را به چه ديد ، شب تاريك گشت هيچ چيز نديد چون آفتاب برآمد همه چيز بديد ، محال باشد كه گويى آفتاب را به چيزى ديد بجز از آفتاب . مرد محقّق آن بود كه گويد : آفتاب را به آفتاب ديدم ، عبارت از اين مقام كدام است ؟ و الله لو لا الله ما اهتدينا و لا تصدقنا و لا صلينا عرفت ربى بربى و لو لا ربى ما عرفت ربى 21 .
اختلاف نسخهها
شرح
( 1 ) . آ : اللّه نور فى الحقيقة و ينور يره
( 2 ) . آ : و منوّر بود
( 3 ) . مر : و هر چه
( 4 ) . آ : اشراق از مقام
( 5 ) . آ :
+ نور ربّى
( 6 ) . آ : كرد
( 7 ) . آ : چهار سالى
( 8 ) . آ : بر رفتم
( 9 ) . مج ، آ : + و ذلك انّى لما نظرت الى وجهك تعجبت و فتحت فمك فقلت سبحان الله فسطع نور من قلبك فخرج من فيك فبلغ العرش فعرفتك بايمانك
( 10 ) . آ : نه نقصان
( 11 ) . آ : + و به زفان هيچ چيز نگفتند
( 12 ) . آ : گشت
( 13 ) . آ : مر او را
( 14 ) . آ : انكار + خود
( 15 ) . مج ، آ : بيت « دوزخ شررى . . . من است » ندارند
( 16 ) . مج ، آ : ابيات » در دست مرا از تو . . . فرمان از تو » را ندارد
( 17 ) . آ : مرسح
( 18 ) . آ : اوّل شهيد كلمه
( 19 ) . مر : بيند ، كب : بنبيند
( 20 ) . آ : + است
( 21 ) . مج ، آ : « و لو لا ربّى ما عرفت ربّى » ندارد .