بيت
آواز خوش تو دوست دارم ، گوشم * من جان به خوشآواز تو مىبفروشم
سوراخ كن اى نگار هر دو گوشم * مىدار به بندگى ، ولى مفروشم 16
چون عاصى در دوزخ آرند فرمان رسد كه يا مالك شدّد عليه البلاء فانّى احبّ صوته .
چون بلا سخت گردد محبّ از جگر سوخته آهى برآرد ، ندا آيد كه يا مالك ارفق بعبدى فانّه غريب ، و السّلام 17 .
اختلاف نسخهها
شرح
( 1 ) . آ : بر او كس ظلم نتواند كرد
( 2 ) . آ : در خانه ملكى بودم
( 3 ) . آ : آن پيرى
( 4 ) . مج : در دهان كرد
( 5 ) . آ : از روى اعمال
( 6 ) . آ : گشته باشند حبس تطميس و تطهير
( 7 ) . آ : مىگويد
( 8 ) . آ : هفتاد بار توى زورين مىآيد
( 9 ) . آ : + و مقهورتر است
( 10 ) . آ : حاصل گشته بود
( 11 ) . آ : انداختند
( 12 ) . مر : خريد بايد
( 13 ) . آ :
خندند
( 14 ) . آ : اعزّ محجّل
( 15 ) . آ : خدمت
( 16 ) . آ : ابيات « آواز خوش تو . . . ولى مفروشم » را ندارد
( 17 ) . مج : + و صلّى اللّه على محمّد و آله .