قرطهء درد و حسرت پوشد . آن اسپرغم كه از باغ دولت مصطفى سر برزد به قيامت اگر ابراهيم خليل و موسى كليم خواهند كه ببويند تا بدرقهاى از عصمت مصطفى با ايشان نبود نتوانند ، با اين همه اين دعا پيوسته مىكردى : اجعلنى من طلقائك و عتقائك و محرّريك من النّار .
بر راه هيچ نبى چندان خيمهء قهر نزدند كه بر راه ما . آن نه بلا بود كه زكريّا را به ارّه به دو بياوردند و آن نه محنت بود كه يحيى را به تيغ كافران سر بر مىداشتند ، بلا و محنت اين است كه بر ما ريختند كه ما را بر اهل آسمان و زمين مقدّم كردند و معصيت ذرّيت آدم بر دامن شفاعت ما بستند و گفتند :
وَ مِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ .
راه بيراهان ما را مىبايد پذيرفت ، عذر مجرمان ما را مىبايد خواست ، كار همه كاهلان ما را مىبايد كرد . گاهمان به قاب قوسين بساط افكنند ، گاهمان به آستانهء جفاى ابو جهل باز فرستند ، و گاه ما را بىعهد نامهاى در مكّه نگذارند ، گاه كليد خزاين عالم به در حجرهء ما فرستند ، گاه براى پارهاى جو به در بو شحمهء جهود فرستند ، گاه در خيبر را به دست چاكران ما /
a
184 / برگشايند 18 ، گاه دندان ما به سنگ ناگرويدگان بر هم شكنند . اى عالميان راه مصطفى هم پربلاست ، اگر برگ داريد بياييد ، و اگر نه زحمت از راه عزيزان دور داريد .
اختلاف نسخهها
شرح
( 1 ) . آ : آخته
( 2 ) . آ : كه كورهء اسلام به رايات اقبال تو معمور بود
( 3 ) . آ : گردد
( 4 ) . آ : كاهى از آن تو كوهى انگارد
( 5 ) . آ : كنت ربّكم
( 6 ) . آ : « كه هيچچيز نيرزد » ندارد
( 7 ) . مج : ياراى دوستى
( 8 ) . مر : رفعى
( 9 ) . آ : اى ملأ اعلى
( 10 ) . آ : گدايان
( 11 ) . آ : فرياد خواهند
( 12 ) . آ : قفاى او
( 13 ) . آ : دادند
( 14 ) . آ : بساز . . . درآى
( 15 ) . آ : + مقبول حضرت خود گردانيد
( 16 ) . مر ، آ : « متى كنت . . . و الطين » ندارند
( 17 ) . مج ، آ : مصراع « و ما . . .
سوريا » ندارند
( 18 ) . آ : بركنند .