تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى ) — صفحة 495

مساهمون:

ص٤٩٥
است و مملكت داشتن نه كار مستان است . و آن مستى كه موسى كرد كه
أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ ،
هم از اين شراب بود . اى موسى ديدار از تو دريغ نيست ، ليكن هنوز مستى ، باش تا هشيار شوى . چون هشيار گشت گفت : تبت اليك . و آن مهتر مملكت و گوهر عصمت و آفتاب سعادت و نقطهء سيادت شب معراج بر قبهء قاب قوسين اين گفت :
لا تُؤاخِذْنا إِنْ نَسِينا أَوْ أَخْطَأْنا .
بار خدايا اگر در مستى سخنى گويم ما را بمگير . همه را از شراب
أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ
مست كرده است و دنيا فراز و نشيب آفريده است و به امر و نهى آب زده ، و مرد مست را به عالم نشيب و فراز فرستاده است و مشيّت را فراز كرده است تا دست مىزند و كس را زهرهء دم زدن نه . بيت
ما را به سرِ چاه برى دست زنى * لَا حَوْل كنى و دست بر دست زنى 19
آرى در چنين خطر راه ، و مرد مست ، و نشيب و فراز خطاب مىرسد كه
فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ وَ اسْتَغْفِرُوهُ .
هان اى مرد مست راست رو ، كه پشّهء لنگ كه يك پرّ و يك پاى و يك چشم ندارد آن ديگر كه دارد بر هم بندند و در درياى آتش افكنند يا در درياى آب ، و خطاب مىفرستد كه هان تا پرّت نسوزد و تر نگردد . بيت
شه گفت مرا كه مَىْ خور و مست مشو * اى شاه هر آنكه مَىْ خورد مست شود 20
امّا قيّوم مبالغت است از قايم 21 ، و هر كه اعتقاد كرد كه حق - جلّ جلاله - قيّوم است از كلّ تدبير برآسود /
b
166 / و به راحت تفويض افتاد . و گفتهء ايشان است : من اهتمّ للخبر فليس عند اللّه قدرة .

اختلاف نسخه‌ها

شرح
( 1 ) . آ : توكل نه بر آن حى كن كه بميرد ( 2 ) . آ : كرد ( 3 ) . تو : عروق كمال و اطماع خود پى كن ، آ : به امثال خود پى كن ( 4 ) . مر : مذكر آن است ( 5 ) . آ : به كو لخج بروبند ( 6 ) . آ : رفت ( 7 ) . مر ، آ : ندهد تا چنان گشت ( 8 ) . مر : مىخواست به حكم نانى ( 9 ) . مر : بدين گرمى ( 10 ) . آ : اوام دار ملى نبود ( 11 ) . مج ، آ : پذيرفتارى كرد ( 12 ) . مر : اول معامله ، تو : اقل معاملت ( 13 ) . آ : نيم گرده به پير بخورد ( 14 ) . آ : مىبايد كرد ( 15 ) . آ : زنار