تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى ) — صفحة 489

مساهمون:

ص٤٨٩
آب و خاك گردانيده 17 تا دست همّت پيش آرد كه ماييم سوختهء اين حديث . لانّ من تلقاه بذلّ الافلاس خير من ان تلقاه بدلال الاخلاص ، ذنب يفتقر به اليه احبّ الى الصّدّيقين من عمل يدلّ به عليه . چون آن گوهر صفوت و نقطهء دولت تيغ عزّت بركشيد ، هر كه خود را در پيشگاه مىدانست بيرون درگاه ديد ،
قالُوا لا عِلْمَ لَنا
قالَ يا آدَمُ أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمائِهِمْ .
يك استاد را معزول كردند و استادى ديگر بياوردند تا ملايكهء ملكوت را در مكتب رياضت اسامى در آموخت ، و نهاد آدم در عين آن كار بر منبر فقر مىگفت : اگر سرمايه‌اى ندارم كه بدان سود توان كرد ، بارى افلاس دارم كه خصم دفع توان كرد . ربّ العزّة همه فريشتگان را جمع كرد و خبر داد كه آدم را بخواهم آفريد ، انديشه كردند كه عزيز كسى است آدم ، كه او را چنين جلوه كردند . هنوز تپش تابش اين خطاب در سرها بود كه خطاب
اسْجُدُوا لِآدَمَ *
آمد ، يكى سر باززد ، اين چه بود ؟ حكم ازل درآمد و كلاه دولت او از سر برگرفت ، اين چه بود كه ما را افتاد ؟ اى لعين آن مهتر را چشم زخمى مىدربايست ، در خدمت آدم اگر همه دولتى باشد نيك نباشد 18 ، دولتيان و بىدولتان بيايند تا بىدولتان دولت دولتيان بيابند 19 .

اختلاف نسخه‌ها

شرح
( 1 ) . تو : زندگانى ( 2 ) . مج : و قد بقى ( 3 ) . آ : عاقبت و سابقت ( 4 ) . تو ، مج : مصراع « رسول . . . مجد » ندارد ( 5 ) . مر : فلاخن ، مج : فلاخمى ( 6 ) . آ : حالى نيكو ( 7 ) . مج : و يغفر لكم ذنوبكم ( 8 ) . تو : « چنان كه . . . عهد كردند » ندارد ( 9 ) . آ : ميثاق برگرفتند ( 10 ) . تو : دادى ( 11 ) . آ : اين مسامحت نگر ( 12 ) . تو : چنان راند ( 13 ) . مر : گنجد . . . مىزند ( 14 ) . آ : نرفت ( 15 ) . آ : ياراى ( 16 ) . آ : ياراى ( 17 ) . آ : در گردانيده ( 18 ) . مج ، آ : نيايد ( 19 ) . آ : بيابد . . . بتابد ، تو : دريابند . . . نتابد .