انّ اللّه تعالى يجعل ذلك اليوم على امّتى كصلاة مكتوبة .
و مثال اين ، ربّ العزّة در قصهء عزيز - عليه السّلام - پيدا كرده است : قال لبثت يوما او بعض يوم . و در قصهء اصحاب الكهف گفتند :
لَبِثْنا يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ . *
خداوند - جلّ جلاله - بر عزيز صد سال يك ساعت تواند كرد ، و بر اصحاب الكهف سيصد سال و نه سال ، روزى يا نيمروز تواند كرد ، بر محمّديان پنجاه هزار سال به ساعتى تواند كرد 11 .
إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ ؛
ترا پرستيم و از تو يارى خواهيم ، كه هر كه اين آيت بخواند و دل را با سرّ او آشنا كرد ، از جبر و قدر تبرّا كرد .
إِيَّاكَ نَعْبُدُ
، شكرا على نعمائك ،
وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ
، صبرا على بلائك . ترا مىپرستيم شكر بر نعماى تو ، و از تو يارى مىخواهيم براى صبر كردن بر بلاى تو .
و حقيقت آن است كه بنده نتواند ذرّهاى بر بلا صبر كردن ، مگر به رعايت و حفظ و كلائت ربّانى . چنان كه در اخبار آمده است كه چون ربّ العزّة آن بلاها از ايّوب - عليه السّلام كشف كرد روزى بر خاطر وى بگذشت كه نيك صبر كردم بر بلايى بدان سختى ؛ ندا آمد :
انت صبرت ام نحن صبرناك يا ايوب لو لا انا و ضعنا تحت كل شعرة من البلاء جبلا من الصبر لم تصبر 12 .
و اين نظر به رعايت الهى و عنايت پادشاهى به مقام صبر مخصوص نيست ، خود بنده بايد كه به همه احوال نظّارهء الطاف ربّانى بود نه نظّارهء خود ، كه هلاك در خويشتن ديدن است و نجات در خداى ديدن . اوّل هالكى در عالم ابليس بود ، به حكم خويشتن بينى كه گفت :
انا خير . و هر عزيزى را كه بر منصب دولت دل آوردند اگر ذرهاى به خود نظر كرد به صمصام غيرت سوداى آن نظر را بسمل كردند ، چنان كه در قصهء سليمان شنيدهاى .
و در قصهء يحيى بن زكريا آمده است كه چون خطاب درآيد كه اين من لم يذنب و لم يهم بذنب در همه دشت قيامت كس نماند الّا كه سر فروافكند مگر يحيى كه سر بردارد ، ندا آيد كه انت لم تذنب ام نحن عصمناك ؟ چون اين خطاب بشنود از شرم سر برآوردن ، روى بر زمين نهد ، پس
إِيَّاكَ نَعْبُدُ
بندگى به جاى آوردن است
وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ
خداى ديدن . و قدر و قيمت بندگى گزاردن در خداى ديدن است . اين است معنى قول مصطفى در جواب جبرئيل چون پرسيد : ما الاحسان 13 ؟ قال : ان تعبد اللّه كانّك تراه لم تكن تراه /
a
158 / فانّه يراك .
وَ ما أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ ،
الآية .