تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى ) — صفحة 458

مساهمون:

ص٤٥٨
ديدهء من بدارند ، من گويم : اين فردوس به هر كه خواهيد دهيد و به هيچ واسطه مرا از حضرت مشغول مكنيد . هم شبلى را مىآيد كه روزى در سراى على عيسى آمد ، پس على بن عيسى روى به وى كرد كه يا ابا بكر به من رسيده است كه تو جامه‌ها مىدرّى و مىسوزى ، و وقت وقت طعامها مىريزى و اتلاف مىكنى ، فاين هذا عن العلم ، اين در كدام علم است ؟ فقال الشّبلىّ : و اللّه لو مكّنت من الجميع لاحرقتهم . و اللّه كه اگر شبلى را دست بودى بهشت و دوزخ را بسوزدى . قال اللّه تعالى فيما يخبر عن العبد الصّالح فطفق مسحا بالسّوق و الاعناق اين هذا من العلم ، فسكت علىّ بن عيسى ، و قال كأنّى ما قرأتها فى الكتاب . از عهد مصطفى تا اكنون مىگويند : جامه مدريد ، ليكن درد عاشقان و مصيبت‌زدگان در قلم 23 مفتيان نيايد . بيت
گه‌گه گويم كه دست بر سينه زنم * دل را بكنم كزو چنين ممتحنم
دستم نرسد كه بيخش از تن بكنم * مأخوذ شود به جُرم دل پيرهنم
ديگر
دل گفت : ز عشق ، توبهء محكم بِه * تن گفت : نه جان به عشق جان خرّم بِه 24
كم باد دلِ من از ميانِ من و تو * بَدْ گوى ز روى هر دو گيتى كم بِه

اختلاف نسخه‌ها

شرح
( 1 ) . تو ، مج ، آ : عنوان چنين است : المتين ، و در آ : عنوان شمارهء 47 الوكيل القوى در حاشيه دارد ( 2 ) . مج : من ادمن ( 3 ) . تو : خانه ( 4 ) . مج : « مىخورم » ندارد ( 5 ) . تو : كار تو كرده تو ( 6 ) . مج : استجاب له بعد ان يستجيب للّه و من استغفر غفر له ( 7 ) . تو : « اگر دوستى . . . نهى » ندارد ( 8 ) . مر ، آ : برنايى ( 9 ) . مر : معاذ بن الحسين ، تو : معاذ بشرى ( 10 ) . مج : عجب لمن يتذلّل للعبيد ( 11 ) . آ : نهى ( 12 ) . مج : + و لا تخافى و لا تحزنى انا رادوه اليك و جاعلوه من . . . پاك شده ( 13 ) . آ : مىپرورد ( 14 ) . آ نمىكشى ( 15 ) . آ : او را فرمودند ( 16 ) . آ : و آمده است چون يوسف ( 17 ) . آ : درد نكندى ( 18 ) . آ : شبى گفت ( 19 ) . مر : بر ايشان ( 20 ) . تو : يا محمد پيش از اين به شب و روزت كه نگاه داشت ؟ ( 21 ) . مج : « لا وقت لها غيره » ندارد ( 22 ) . مر : وقت بود ( 23 ) . تو : در تحت + قلم ( 24 ) . تو : بد گفت نه به عشق جان خرم به .