تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى ) — صفحة 445

مساهمون:

ص٤٤٥
است تا دبدبهء محبّت ما مىزنى ، ايمانت بازاستانيم ؟ كلّا و حاشا . امّا مبين ؛ پديد آرنده از كتم عدم بدايعى و صنايعى و عجايبى و غرايبى كه بر خواطر نگذشته است و ضماير بر آن راه نيافته است . پديدآرندهء محبّت سابق به نعمت لاحق ، محبّتى كه در كتم عدم بود مستور بود ، به لطف خود مشهور كرد ، و دل محبّان را از اسرار معرفت پرنور كرد .

اختلاف نسخه‌ها

شرح
( 1 ) . تو : كه فنا بروكى روانه ( 2 ) . تو : هذا المقترض ( 3 ) . آ : باز داشتند ( 4 ) . مر ، تو ، آ : عجز القنوع ( 5 ) . مج : عجز قانعى ( 6 ) . مج : اجساد الملوك ( 7 ) . آ : در حاشيه افزوده شده : اگر به مثل نوح قرطهء روح به تو فرستد تقاضاست يك طپانچه مرگ و صد هزار مردارخواران ، يك جهان و يك‌صد صور و زين فرعون طبعان ( 8 ) . مج : لاخسّ عبادك ( 9 ) . آ : « گفتن » ندارد ( 10 ) . آ : به دنيا دنيه ( 11 ) . مر : فروبردندى ( 12 ) . آ : كثر كرد ( 13 ) . آ : تا من راست باشم ( 14 ) . مج ، آ : غلب عليه ( 15 ) . مج : ففرّ و رمى ( 16 ) . تو ، مج : « و از اين . . . للّه » ندارند ( 17 ) . مر : ريشهء شادر ( 18 ) . مج ، آ : + و خود منان گوييم ( 19 ) . آ : بىخرج ( 20 ) . آ : قادرى نه ( 21 ) . تو : « هذا مغتسل . . . شراب » ندارد ( 22 ) . تو : « الى غنمه و نفخ . . . فجاءته » ندارد ( 23 ) . آ : صبر به زفان ايوب از ايوب فرياد كرد ( 24 ) . تو : « جز يا مؤمن . . . لهبى » ندارد ( 25 ) . آ : وصل بنگرم ( 26 ) . تو : « خديجه . . . داديم » ندارد .