كرامت كرد و بتان را مسخّر كرد . و سجود كردن بت عجبتر از سجود حيوان عاقل مميّز . و اگر موسى را كرامت داد تا قوم او به دريا بگذشتند كه دامن ايشان تر نگشت ، مصطفى را كرامت داد تا امّت او به دوزخ بگذرند كه دامن ايشان خشك نشود از تف دوزخ . و گر عيسى را به آسمان چهارم بردند ، او را به
قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى
بردند . اين همه معالى و معانى و فضائل و شمايل در ذات مطهّر مصطفى 23 جمع كردند ، امّا صفت قدّوسى 24 به كس ندادند .
اختلاف نسخهها
شرح
( 1 ) . تو : و مهر افكنده ميان خود و رهى و رهى و خود بىانبازى
( 2 ) . آ : قيام فرمودن
( 3 ) . آ : + و علانيت و سريرت
( 4 ) . آ : « بلكه . . . كنى » را ندارد
( 5 ) . مج : مجانبه
( 6 ) . آ : خروشها
( 7 ) . كب ، آ : ميان مى دربايد بست
( 8 ) . آ :
مبتذل شدن را
( 9 ) . آ : نودارى را
( 10 ) . آ : كشيد
( 11 ) . مر : جامهء مرگ پوشد
( 12 ) . آ : مرغ پران گشت
( 13 ) . آ : مهتر را صلعم
( 14 ) . آ : و مهتر اولاد آدم
( 15 ) . آ : + و متبسّط گردد
( 16 ) . كب ، آ : و اين خبر اثر خود بنمايد
( 17 ) . تو گلگونه لعزيز و تزوير در ماليده
( 18 ) . آ : بگويد
( 19 ) . آ : دور داشتيمى
( 20 ) . مج :
« سراى دوست » ندارد
( 21 ) . آ : « و چندين هزار حور . . . بخشيد » ندارد
( 22 ) . مر : بود ، آ : راه نماند
( 23 ) . مج ، آ : مصطفى + و سيّد كونين
( 24 ) . مج ، آ : قدّوسيت .