تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى ) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
مردى كه او را پادشاهى 41 عالم قدس داده باشد او كى روا دارد كه به پاسبانى عالم حسّى بازآيد . باللّه العظيم كه اگر قدم جدّ و اجتهاد در عالم طاعات و معاملات نهى ، و ظاهر خود را به وظايف شريعت بيارايى ، و باطن را به لطائف حقيقت بپيرايى ، قدمت از قادمهء پرّ جبرئيل در گذرد . نبينى كه برگ توت 42 از نهاد خود سفر كرد و از صورت گذر كرد به تبديل صفات قباى پادشاهان و لباس شاهان گشت . ان اردت مقام الابدال فعليك بتبديل الاحوال . پيش از آنكه اين طاوس روح كه جبرئيل سدرةالمنتهاى عالم كالبد است به عالم
وَ أَنَّ إِلى رَبِّكَ الْمُنْتَهى
رود 43 و تو از دور به حسرت و تأسّف مىنگرى ، ميتين مجاهدت بر صخرهء صمّاى نفس زن بو كه ينابيع مشاهدت برجوشد ، و در آنجا يونس‌وار ، بلكه مفلس‌وار غسلى بيار ، باشد كه از جنابت اجابت نفس خود پاك شوى . /
a
110 /

اختلاف نسخه‌ها

شرح
( 1 ) . مر : « از اينجا در » ندارد ( 2 ) . كب ، آ : گفته آمده است ( 3 ) . كب : به فضل و لطف او ( 4 ) . آ : به ستر صدر تو به حلى ( 5 ) . كب : بنده وازى ( 6 ) . تو : اى بسر گلهء تو با تو گفته ( 7 ) . تو : على حبيب شكوه ( 8 ) . كب : مبتذل كرده ، مج : گردانيده ( 9 ) . آ : در حاشيه افزوده شده :كس بسته‌درى تو باز نتواند كرد * ور باز بود فراز نتواند كردهر پشه كه در كوى تو پرواز كند * صيدى كند او كه باز نتواند كرد( 10 ) . مر : كند ( 11 ) . آ : خار است ( 12 ) . آ : رانده‌هاى ( 13 ) . مر ، مج : بشماله ( 14 ) . آ : به جاى بيت مزبور كه در متن ندارد در حاشيه افزوده شده :لبنى ؟ ؟ ؟ كاكنون ترا هيزم نمود از جورِ دى * باش تا در جلوه آرد دست انصاف بهار ،تو ، مج : نيز بيت « پرده‌دار . . . بحار » ا ؟ ؟ ؟ ندارد ( 15 ) . مر : باشد افتخار ( 16 ) . مج ، آ : حضرت‌اند ( 17 ) . مر : دهد ، آ : بدهند ( 18 ) . تو ، كب : نيز القدر ( 19 ) . مر : ايوب مجانه ( 20 ) . مج : لتردنّ ابرتى ( 21 ) . آ : به وى بردم ( 22 ) . كر : درخشان ، آ : درفشان ( 23 ) . آ : « سر پنهان . . . است » ندارد ( 24 ) . تو : مرد وى ( 25 ) . مر : سرو و نوش ، آ . تردامنى شد و سرو و شمشاد ( 26 ) . مر : عقابين ( 27 ) . آ : التفات نكند ( 28 ) . آ : در حاشيه افزوده شده :چه مانى به هر مردارى چو زاغان اندرين پستى * چو طاووسان قفص بشكن بر پر برين بالابيت :خيز تا ترك اين جهان گيريم * سود او سر بسر زيان گيريمما كه طاوس باغ قدس وييم * برتر از سدره آشيان گيريم( 29 ) . مر : بگذرد ( 30 ) . آ : وقتى آن آمد ( 31 ) . آ : از تو عجبم ( 32 ) . مج ، آ : و بال خواهى ( 33 ) . آ : دربند ( 34 ) . كب ، آ : ناگريويدگان ( 35 ) . آ : باغ قدرت ( 36 ) . آ : زرش گردانيد ( 37 ) . تو : غافل و ساكن نشسته ( 38 ) . تو : عبارات « ياسمين و گل در باغ كه زود /a109 / . . . نفس خسيس » را در اينجا ندارد بلكه در شرح اسم « العلىّ الكبير » آمده است . اين جابجايى بر اثر صحافى نادر است نسخه پيش نيامده و ظاهرا از لغزشهاى كتاب نسخه است ( 39 ) . آ : آدمى شنيد ( 40 ) . آ : در حاشيه افزوده شده :بندهء خاص ملك باش كه با داغ ملك * روزها ايمنى از شحنه و شبها ز عسسساكن و صلب و امين باش كه تا در ره دين * زيركان با تو نيارند زد از علم نفَس( 41 ) . آ : سلطانى ( 42 ) . آ : تود ( 43 ) . تو : شود .