تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
سلطان ، أمّا عروق سبعه : يقين و توكّل و رضا و صبر و خوف و رجا و تسليم ، و اغصان سبعه : طهارت و صلات و صدقات و صيامات و مجاهدات و حسن خلق و امر به معروف ، و اوراق سبعه : صفا و حمد و ثنا و اخلاص و خضوع و حرمت و وفا ، و ثمار سبعه : انابت و حيا و تجريد و تفريد و زهد و محبّت و اشتياق ، و امطار سبعه : مطر كفايت و ولايت و هدايت و رعايت و قربت و نعمت و عنايت . و أمّا غيوم سبعه : رحمت و كرامت و جود و لطافت و احسان و امتنان و مغفرت . و تعهّد اين درخت به هفت چيز است : به فقر و به مسكنت و زهد و جوع و ذلّ و انكسار و افتقار ، و خلعت اين پادشاه : جزاء و عطا و نعما و خلد و بقا و رضا و لقا .

اختلاف نسخه‌ها

شرح
( 1 ) . آ : نام است ( 2 ) . آ ، كب : گردد ( 3 ) . آ : هر دلى كه قدرى حق ( 4 ) . تو ، آ : نزول كرد ( 5 ) . تو ، آ : « و بر سر مسئله . . . نگشت » ندارند ( 6 ) . آ : بيند ( 7 ) . آ : « ساخت آدميّت » ندارد ( 8 ) . تو ، آ : برد ( 9 ) . تو : بقا جستن ( 10 ) . آ ، مر : در اين ( 11 ) . آ : بر مثال هباست ( 12 ) . آ : كه رجوم‌اند ( 13 ) . تو : پيدايى خودند و سر گرفته ظهور و نور خويش‌اند ( 14 ) . مر : تحيّر گيرند ( 15 ) . آ : شهرت شهوت ( 16 ) . آ : گشته است ( 17 ) . تو ، مج ، آ : بينندم ( 18 ) . آ : « به مشام امتثال » ندارد ( 19 ) . تو ، آ : « پيش آوردند » ندارند ( 20 ) . تو : بيت « در شهر . . . به دو تن » را ندارد ( 21 ) . تو : در خيزند ، آ : در جنبد ( 22 ) . آ : « دو دست . . . درآويز » ندارد ( 23 ) . تو : +يا چاره خوش‌تر زان باشد كه سرّ دلبران * گفته آيد در حديث ديگران( 24 ) . آ : جامه‌ها بنهى همه نو ( 25 ) . آ : اين سوختهء ماست و بلازدهء ماست ( 26 ) . آ : عهد نگرفت ( 27 ) . مج ، تو ، آ : بيت« ترسم كه ز بهر . . . بر دوختى »را ندارند ( 28 ) . آ : حليت ( 29 ) . آ : « و در من معادن . . . از ما بشود » ندارد ( 30 ) . مر : بود + گفت ( 31 ) . آ : اينجا رسيدى ( 32 ) . آ : و طراز جود ( 33 ) . مر : بفكند ( 34 ) . آ : مفردان است ( 35 ) . مر : تا نام آزادگى بر تو ننشيند بندگى از تو درست نيايد ( 36 ) . آ : سر گيرند ( 37 ) . آ : در خويشتن ( 38 ) . آ : اى مرد مقامر استادتر تويى ( 39 ) . تو ، آ : اين نام ( 40 ) . تو ، آ : بايد گرفت و احرام ( 41 ) . آ : نصيبهاى خود ( 42 ) . تو : پس ازارى و ردايى در خود بندى ( 43 ) . آ : پس ازارى و ردايى در خود آرى و روى به مقصد ، مر : و روى به مقاصد ( 44 ) . آ : مسلّم آيد و آنكه او را اعزام احرام باطن است ( 45 ) . آ : از جمله اغيار ازارى ( 46 ) . تو : كمان دارد باز ، آ : از باديهء هجر كجا دارد باز ( 47 ) . مر : بىنهايت ( 48 ) . تو : كشيت ( 49 ) . تو ، آ : « و آنگه تو كه ابراهيمى . . . افكن » ندارد ( 50 ) . مر ، آ : هر روز ( 51 ) . تو : هر روز تيزتر ( 52 ) . تو ، آ : هلاك گردد ( 53 ) . مر : و فى نسائنا عفاف ( 54 ) . مر : در سينه‌ها مثال ( 55 ) . تو ، آ : تحيّات ( 56 ) . آ : « آنجا حرم . . . كرم است » ندارد ( 57 ) . تو : فتوّت و وفاست ( 58 ) . آ : پادشاه با تخت و تاج ( 59 ) . تو : « آنجا حجرهء اسود است » ندارد ( 60 ) . آ : اين چنين كعبه . . . كه قصر سينه ( 61 ) . آ : نيابند ( 62 ) . آ : تخم وى ( 63 ) . آ : « اين درخت آن كيست » ندارد ( 64 ) . تو : رود ( 65 ) . آ : اين زفان علم است ( 66 ) . آ : و عمل بالأركان ( 67 ) . تو : فيض اصل ( 68 ) . تو ، آ : فى ابحر ( 69 ) . آ : است ( 70 ) . آ : هفت برگ است و هفت ثمره است
روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى ) — صفحة 124 | نجيب مايل هروى / شهاب الدين احمد سمعانى