شعر
اذا تمنّيت بتّ اللّيل مغتبطا 31 * انّ المنى رأس اموال المفاليس
گفت : اين آبگينه در شهر آرم و به چندين بفروشم و به بهاى آن گوسفند خرم و از آن گوسفند توالد و تناسل كند ، بفروشم و اشتر خرم ، آنگه چون مال بسيار جمع كنم كوشكى بنا كنم و عيالى بخواهم ، از وى پسرى بيايد ، به معلّم و مؤدّبش دهم و اگر از وى ترك ادبى در وجود آيد ادبش كنم و لگدى غافلوار بينداخت ، آن سبد آبگينه از باره در افتاد و بشكست ، كسى در پس اين ديوار بود ، مىشنيد از سوداى او ، گفت : همه كارها راست شده بود اگر اين يك صفرا نكردى .
اختلاف نسخهها
شرح
( 1 ) . مر : معنى عزيز چند
( 2 ) . مج ، كب : عالى است
( 3 ) . آ ، مج : چنان كه اليم به معنى مولم
( 4 ) . مج : « و به معنى حصين » ندارد
( 5 ) . آ : پيش نبود
( 6 ) . مج ، آ : به نظارهء جهان آمدهام
( 7 ) . مج : كلّ من عرف فى صفته
( 8 ) . آ ، مج : بيت « و كلّ من اطنب . . . الطىّ » ندارد
( 9 ) . آ ، مج : « خاطر » ندارد
( 10 ) . آ ، مج : تيغ هندى
( 11 ) . آ : ضره
( 12 ) . آ ، مج : تيغ هندى
( 13 ) . آ : + آن را صدف جائز در فصاحت قصب سباق
( 14 ) . آ : سر كمون
( 15 ) . آ :
جلال از سرادقات ، كب : از سراق
( 16 ) . مج : گفتم نحن غريب هستم معذور
( 17 ) . آ : وصل است
( 18 ) . آ ، مج : بلا
( 19 ) . كب : بيت « جز هوا . . . كشم » ندارد
( 20 ) . آ ، مج : « اى جوامرد مور ضعيف . . . مرا پاك بخورد » ندارد
( 21 ) . آ : « و جماعتى در گفت . . . هاىوهوى » ندارد
( 22 ) . آ : صعب
( 23 ) . آ ، مج : دل در طلب تو وز توام رنگى نيست
( 24 ) . آ ، مج : گمان است
( 25 ) . آ ، مج : آمد به سر . . . وصل تو اثر
( 26 ) . آ ، مج : خلائقكم صعب
( 27 ) . آ ، مج : هر روز
( 28 ) . مج : ان كرما فى جوارى
( 29 ) . مج : و قدمنا ، الآية
( 30 ) . مج : من الدنو طربت . . .
لان روحى فى جهاد
( 31 ) . مج : مصراع « اذا . . . مغتبطا » ندارد .