فكرى گرديد و همين بحران سرانجام منجر به ملاقات او با خواجه احمد غزالى شد .
كسانى كه با تبيين اهل سلوك از حوادث روزگار بخصوص برخوردهاى مريدان و پيران آشنايى دارند تعجب نخواهند كرد از اينكه بگوئيم چه بسا علت آمدن خواجه به همدان همين بحران روحى و فكرى عين القضاة بوده و اين ملاقات تصادفى نبوده است . آتش شوق و نيروى طلب قاضى خواجه را به همدان آورد تا از او دستگيرى كند ، چنان كه عين القضاة خود دراينباره مىنويسد :
دست تقدير سيد و مولاى من ، شيخ و امام اجل ، سلطان طريقت و ترجمان حقيقت ، ابو الفتوح احمد بن محمد بن محمد بن غزالى را به همدان كه جايگاه من بود آورد و در كمتر از بيست روز كه در خدمتش بودم پردهء حيرت از روى آن ( واقعه ) برداشته شد و من شاهد حقيقت آن گشتم . 1
پس از اين ملاقات بيست روزه غزالى همدان را ترك مىگويد و از آن به بعد تماس ايشان به استثناى چند ملاقات كه گاهگاهى ميانشان صورت مىگرفته از طريق نامهنگارى بوده و اين ارتباط تا زمان فوت خواجه ادامه داشته است . اما پس از فوت خواجه در سال 520 ، عمر عين القضاة نيز چند سالى بيش طول نكشيد ، چنان كه پنج سال بعد در سال 525 به اتهام الحاد و زندقه دستگير و زندانى شد و عاقبت هم به سرنوشت حسين منصور حلاج دچار گرديد و در همدان به شهادت رسيد .
شرح مفصل زندگانى و افكار و عقايد احمد غزالى و عين القضاة به عنوان دو متفكر و عارف بزرگ در تاريخ تصوف و عرفان خود مطلبى
هامش
( 1 ) - زبدة الحقائق ، عين القضاة همدانى ، بتصحيح عفيف عسيران ، تهران :
1341 ، ص 7 .