اشراق « اللّه نور » است ؛ چون بتافتند ، در « سلام عليك » « علينا » گفت .
« و على عباد اللّه الصالحين » انبيا بود - عليهم السلام - كه مدتى مقرعهء 3 طلب زده بودند كه
« وَ أَدْخِلْنِي بِرَحْمَتِكَ فِي عِبادِكَ الصَّالِحِينَ
( 27 / 19 ) .
و ازين معنى در نامه بدست زاهد خود جواب پيش پيش از سؤال فرستادم .
ارجو كه رسيده باشد . ظهروا لربهم ، ثم لانفسهم بظهورهم له ، ثم بعضهم لبعض بظهورهم على انفسهم فى ملابس نوره ، و سترونه فى ذلك اللباس النورانى نورهم يسعى بين ايديهم .
شعر
احرى الملابس ان تلقى الحبيب به 4 * يوم التزاور فى الثوب الذى خلعا
طور تجلى آفتاب آن ذات آمدند . كنايت از آن طور كه تحت صفاست عباد آمدند ،
« وَ هُوَ الْقاهِرُ فَوْقَ عِبادِهِ »
( 6 / 18 و 61 ) لاجرم همه در عبوديت زنند ، كه او حقيقت فوقيت است ، تا ايشان نيز حقيقت تحتيت درست دارند . اگر نزول بود بر ايشان بود ، و اگر طلوع بود از ايشان بود .
جواب دوم : در صلوات . اگر سواقى چه به صفت خرد است ، آب آن جنس آب بحر است ؛ لا بل ، بود كه نوع اشرف است . و هذا سرّ . ممكن نيست كه در بحر زيادت نشود . و نپندارى كه صلوات از خود است ، كه آن عهد « سلام عليك » بر جان پاك مهتر - صلوات اللّه عليه - تازه مىكند . جان پاك او استقبال آن كند و اهتزاز در كسوة علم تازه شود . « فقل لى هى الخمر » 5 . و هذا سرّ . صلوات بر ملائكه قوت