تمثيلها
آنكس كه تن را نشناخته بود - كسى را با مارى اندر خانه كنند ، 136
ابليس و آدم ( ع ) ، 279
ابليس و ترسان نبودن ازو - بودن با سگ گزنده در يك خانهء تاريك ، 55
احوال مؤمنان در ايمان - زنده و تندرست و قوىّ ؛ زنده و بيمار و ضعيف ، 99
اسباب باطل نيست - كارد و سوزن و رشته
امر معروف كردن و شناختن جنبش تن - طعامى كه آدم مىخورد و سگ بيايد و بخورد ، 269 - 270
ايمان - انگشت افروخته ، 54
ايمان - جان ، 44
اين جهان و آن جهان - مردى كه هم زن دارد هم كنيزك ، 278
باطنى كه از معصيت پاك باشد و حلاوت طاعت - گل و شكر ، 218
بيگانه اندر باطن - دزد در خانه ، 11
پارسايى با بىايمنى - به بام برآمدن بىنردبان و رسن ، 48
پارسايى - ده تير ، 67
ترك معاصى و حلاوت طاعت - اشترى كه پليدى خوردن عادت كرد و گوشت او خوردن روا نبود ، 217
تن بنده بدون پيشآمد قضاى مكروه - ستورى به آخر بسته به او علف دهند و كار نفرمايند ، 147
توكّل - بر كوه رفتن ، 170
جان و ايمان - بيمار و طعامهاى خوش و داروى تلخ ، 192
جان و ايمان - غذاهاى خوش و بيمار ، 192 ، 193
حرص به مال و جاه - دو گرگ گرسنه اندر رمهء گوسفندان ، 4
حكم باطن و حكم ظاهر - كعبه و نماز ، 172
خشم خوردن - خوردن چيزى كه آخرش شيرين بود ، 253
خشم - آتش ، 253
دل مؤمن - بوستانى با دو آبخور ، 262
دل - قنديل ، 43