Skip to main content

كشف المحجوب ( فارسى ) — Page 535

Contributors:

P.535
مرا كفت بازكوى اين بيت را * بازكفتم وى به حكم تواجد قدمى چند بر زمين زد چون نكاه كردم آن اقدام وى چون بموم بسنك فرومىرفت آنكاه بىهوش بيفتاد چون به هوش آمد مرا كفت اندر روضهء بهشت بودم تو نديدى و ازين جنس حكايات بيش ازين است كى اين كتاب آن را محتمل باشد و من * اندر معاينه درويشى ديدم اندر جبال آذربايكان كى مىرفت * و مىكفت اين بيتها بشتاب
و اللّه ما طلعت شمس و لا غربت * الّا و انت منى قلبى و وسواس و لا تنفّست محزونا و لا فرحا * الّا و ذكرك مقرون بانفاس و لا جلست الى قوم احدّثهم * الّا و انت حديثى بين جلّاس و لا هممت بشرب الماء من عطش * الّا رأيت خيالا منك فى الكاس
از سماع اين متغيّر شد پشت به سنكى باز كذاشت و جان بداد فصل كروهى از مشايخ * خواندن قرآن بالحان و شنيدن قصايد و اشعار را چنانك حروف * از حدّ آن * تجاوز كرده است كراهيّت داشته‌اند و خود پرهيز كرده و اندر ان غلو نموده و ايشان چند كروهند و هر يكى را اندر آن علّتى ديكرست كروهى از ان آنانند كه اندر تحريم آن روايات يافته‌اند