تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 5

مساهمون:

ص٥
* براى آنكه وى را از براى آن آفريده بود و پيغامبر كفت صلعم كلّ ميسّر لما خلق له و خداى عزّ و جلّ هر يكى را از براى كارى آفريده است و طريق آن بر وى سهل كردانيده است امّا حجاب دو است يكى حجاب رينى * نعوذ باللّه من ذلك و اين هركز برنخيزد و يكى حجاب غينى و اين زود برخيزد و بيان اين آن بود كه بندهء باشد كه ذات وى حجاب حقّ باشد تا يكسان باشد نزديك وى حقّ و باطل و بندهء باشد كه صفت وى حجاب حقّ باشد و پيوسته طبع و سرّش حقّ همىطلبد و از باطل مىكريزد پس حجاب ذاتى كه رينى است هركز برنخيزد و معنى رين و ختم و طبع يكى است چنان كه خداى تعالى كفت
كَلَّا بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ
آنكاه حكم اين ظاهر كرد و كفت
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُونَ
آنكاه علّتش بيان كرد
خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ وَ عَلى سَمْعِهِمْ
و نيز كفت
طَبَعَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ *
و حجاب صفتى كه آن غينى بود روا باشد كه وقتى دون وقتى برخيزد كه تبديل ذات اندر حكم غريب و بديع باشد و اندر غين ناممكن امّا تبديل صفت چنان كه هست روا باشد و مشايخ * اين قصّه را در معنى رين و غين اشارهء لطيف است چنان كه جنيد كويد رح الرين من جملة الوطنات و الغين من جملة الخطرات رين از جملهء وطناتست و غين از جملهء خطرات وطن پايدار بود و خطر طارى چنان كه از هيچ سنك آئينه نتوان كرد اكر چه صقّالان بسيار مجتمع كردند و باز چون آئينه زنك كيرد به مصقله صافى شود از آنچه تاريكى اندر سنك اصلى است و روشنائى اندر آئينه اصلى اصل پايدار بود آن صفت عاريتى را بقا نباشد پس من اين كتاب