Skip to main content

كشف المحجوب ( فارسى ) — Page 440

Contributors:

P.440
هلاكت بود لقوله عم الشيطان مع الواحد ديو با آن‌كس بود كه تنها بود و قوله تعالى
ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى ثَلاثَةٍ إِلَّا هُوَ رابِعُهُمْ
نباشد از شما سه كس الّا كى چهارم ايشان خداوند تعالى باشد پس هيچ آفت مريد را چون تنها بودن نيست و اندر حكايات يافتم كه مريدى را از ان جنيد رض صورت بست كى من به درجت كمال رسيدم و تنها بودن مرا از صحبت بهتر به كوشهء اندر شد و سر از صحبت جماعت در كشيد چون شب اندر آمدى اشترى بياوردندى و وى را كفتندى كى ترا بهشت مىبايد شدن وى بران نشستى و مىرفتى تا جايكاهى پديد آمدى خرّم و كروهى خوب‌صورت و طعامهاى خوش و آبهاى روان تا سحركاه وى را آنجا بداشتندى آنكاه بخواب اندر شدى چون بيدار شدى خود را بر در صومعهء خود ديدى تا رعونت آدميّت اندر وى تعبيه كرد و نخوت جوانى اندر دل وى تاثير * خود ظاهر كرد زبان دعوى بكشاد و مىكفت مرا چنين مىباشد تا خبر بجنيد بردند وى برخاست و بدر صومعهء وى آمد وى را يافت * ز هوا اندر سرافكنده و * تكبّرى فروكستريده حال از وى بپرسيد وى جمله * با جنيد بكفت جنيد رض كفت چون امشب بدانجاى برسى سه بار بكوى لا حول و لا قوّة الّا باللّه العلىّ العظيم چون شب اندر آمد وى را مىبردند و وى بر جنيد بدل انكار مىكرد چون زمانى برآمد مر تجربه را سه بار كلمه لا حول
كشف المحجوب ( فارسى ) — Page 440 | علي الجلابي الهجويري الغزنوي / والنتين ژوكوفسكى