ماده تاريخها بدينگونه است :
قطعهء نخست از معين الدين چشتى ، ( 633 ه ) :
اين روضه كه با نيش شده فيض الست * مخدوم على راست كه با حق پيوست
در هستى نيست شد و هستى يافت * زان سال وصالش افضل آمد از « هست »
قطعهء دوم از جامى ( 898 ه ) :
خانقاه على هجويرى * خاك جاروب از درش بردار
طوطيا كن به ديدهء حقبين * تا شوى واقف بر اسرار ؟
چونكه سردار ملك معنى بود * سال وصلش برآيد از « سردار »
قطعهء سوم از محمد اقبال لاهورى ( 1938 م )
سال بناى حرم مؤمنان * خواه ز جبريل ز هاتف مجو
چشم « به مسجد اقصى فكن » * الذى باركه ، هم بخوان
و نيز در آخر عبارت و بيتى كه بر لوحهء مزار ضبط است كلمات : « . . . سال وصال 465 ه » به چشم مىخورد .
مزار هجويرى به قلم پروفسور عبد الرشيد :
« مقبرهء هجويرى ، در بيرون دروازهء بهاتى لاهور قرار دارد ، در جانب شمال آرامگاه يك قبرستان ، يك حلقه چاه و يك باب حمام است . صحن جانب شرقى چاه رارانه ( - راجه ) چندكور ، همسر كهرك سينگه ، ساخت . اكبر شاه بناهايى بر آن افزود و اين بناها به همت مهاراجه رانجيت مرمت و تجديد ساختمان شد . وصل به رواق