اندر اخبار صحاح مسطورست و اندر ميان اهل علم مشهور كى جون وى به شب نماز كردى قرآن نرم خواندى و چون عمر نماز كردى بلند خواندى رسول عم از ابو بكر بپرسيد كه چرا نرمخوانى كفت اسمع من اناجى از آنچ مىدانم كه از من غايب نيست و به نزديك سمع وى نرم و بلند خواندن يكسانست و از عمر پرسيد كفت اوقظ الوسنان و اطرد الشيطان اين نشان از مجاهدت داد و آن از مشاهدت و مقام مجاهدت اندر جنب مقام مشاهدت چون قطرهء بود اندر بحرى و از ان بود كى پيغمبر كفت عم
و هل انت الّا حسنة من حسنات ابى بكر
پس چون وى حسنهء بود از حسنات ابى بكر كى عزّ اسلام به دو بود نظر كن تا عالميان چكونه باشند ، از وى مىآيد كه كفت دارنا فانية و احوالنا عارية و انفاسنا معدودة و كسلنا موجود سراى ما كذرندهست و احوال ما اندرو عاريت و نفسهاى ما بشمار و كاهلى ما ظاهر پس عمارت سراى فانى از جهل باشد و اعتماد بر حال عاريتى از يله و دل * بر انفاس معدود نهادن از غفلت و كاهلى را دين خواندن از غبن كى آنچ عاريت بود باز خواهند و آنچ كذرنده بود نماند و آنچ اندر عدد آيد برسد و كاهلى را خود دارو نيست نشانى داد ما را رضى اللّه عنه كى دنيا و دنيائى را چندين خطر نيست كى * خاطر را بدان مشغول بايد كردانيد كى هركاه كى به فانى مشغول شوى از باقى محجوب كردى چون نفس و دنيا حجاب طالب آمد از حقّ دوستان وى از هر دو اعراض كردند و چون دانستند كى عاريت است عاريت از ان * دكر كس بود تصرّف از ملك كسان كوتاه كردند ، و هم از وى مىآيد كه كفت اندر مناجاتش رضى اللّه عنه اللّهمّ ابسط لى
كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 79
مساهمون: علي الجلابي الهجويري الغزنوي
ص٧٩