استنباط آن بهتر از ايشان .
ص 560 ، س 15 : تلك دماء قد . . .
آنها خونهايى است كه خدا شمشير را از آن بازگرفته ؛ پس زبان خود را از آن كوتاه كنيم .
ص 561 ، س 2 : يا ابن ام . . .
اى پسر مادرم ، ريشم و سرم را مگير .
ص 561 ، س 12 : انت فى النار . . .
تو در آتشى ، از پيامبر شنيدم كه مىگفت كشندهء زبير در آتش است .
ص 561 ، س 20 : وَ كُلًّا وَعَدَ . . .
همه را خدا نويد نيك داد .
ص 562 ، س 3 : الاختلاف بين . . .
اختلاف ميان امت من رحمت است .
ص 562 ، س 5 : يدخل علينا . . .
اكنون مردى بهشتى بر ما در خواهد آمد ، پس معاويه درآمد .
ص 562 ، س 13 : عشرة فى الجنة . . .
ده تن در بهشتاند : ابو بكر ، عمر ، عثمان ، على ، سعد ابن ابى وقاص ، طلحه ، زبير ، عبد الرحمن بن عوف و ابو عبيدهء جراح .
ص 562 ، س 25 : يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا . . .
اى كسانى كه باور آوردهايد ، از خدا و پيامبر و خداوندان كار خود پيروى كنيد ؛ گويند پادشاه است و گويند دانشمندان . پيامبر گفت . پادشاه سايهء خدا در زمين است .
ص 563 ، س 6 : فمن تركها . . .
هركه آن را از روى ناباورى و سبكانگارى رها كند ، و او را پيشوايى پاك يا پليد باشد ، مبادا كه خدا او را خجسته گرداند و مبادا كه خدا كار او را سامان دهد .
ص 563 ، س 9 : و حكى عن الحسن . . .
حكايت شده است از حسن بصرى كه نزد او ياد سلطان و فساد وى رفت . گفت : آنچه خدا بر دست ايشان اصلاح كرده بيش از فسادى است كه كردهاند .
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1914
مساهمون: محمد روشن
ص١٩١٤