قصهء پسر موحد عبد الله بن ابى و خواستن پيراهن پيامبر ( ع ) . 1481
داستان ابو طيبهء حجام كه خون پيامبر ( ع ) آشاميد . 1483
داستان جنيد و شبلى كه مست به خانهء او رفت . 1490
داستان ذو النون و ديوانه در بيمارستان . 1495
داستان ابو سليمان دارانى و كنيزك كبود چشم او و اوزاعى . 1505
داستان موسى ( ع ) و گمراه گردانيدن سامرى قوم را . 1515
خبر جبرئيل و گونه بگشتن او از شنيدن آواى سنگى كه از دوزخ رها گشت . 1542
داستان پيامبر ( ع ) و منقطع گشتن وحى از او . 1544
خبر اويس قرنى و پيام پيامبر ( ع ) به او . 1640
داستان شبلى در نماز و وا ويلاه گفتن وى . 1681
تمثيل دريا و باد و كشتى با فكرت و توفيق . 1683
پرسش ابو السوداء از حسين منصور حلاج كه عارف را وقت باشد . 1683
داستان ابراهيم ادهم كه به صيد بيرون شد . 1705
داستان جنيد با تمكين و آرام و شبلى مغلوب و مست . 1731
داستان نصيحت نورى و خيانت جنيد . 1733
داستان ابو عثمان سعيد رازى و ابو حفص حداد و سبق بردن ابو عثمان . 1735
داستان ابو حفص حداد و بركت جستن ابو عثمان به ديدن روى استاد . 1736
داستان حسين مغازلى و سرزنش كردن او رويم بن محمد را . 1740
داستان حارث محاسبى كه ميراث پدر برنگرفت . 1744
داستان ابو عثمان و ميويز خوردن او و نهى كردن ابو حفص . 1745
داستان عيسى و مردهاى كه به عذاب بود . 1745
داستان حسين منصور حلاج و پشت بر ديوار بازنهادن . 1748
داستان ابو عبد الله بشكال كه با كس سخن نمىگفت . 1750
داستان ابو عبد الله قشاع كه بر كنار دجله آب نمىآشاميد . 1751
داستان محمد جريرى و دعا كردن او در سنة الهبير . 1753
داستان ابو حمزه و فرو افتادن او در چاه . 1762
داستان بو سعيد خراز كه در باديه گرسنگى يافت و مكر نفس . 1765
داستان عباس بن مهتدى و مردى كه در باديه پاى و سر برهنه مىرفت . 1767
داستان شبلى كه مريدان را حج كردن مىفرمود . 1770
حكايت ابو بكر و گريستن او در مسجد . 1776
داستان بىهوش گشتن ابو عمرو بن علاء در صف نماز . 1776
ماجراى محمد بن على كتانى كه غبارى از امام على ( ع ) بر دل داشت . 1780
داستان ابو الحسن فارسى و تشنگى او ، و راه نمودن مار او را به آب . 1792
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 2313
مساهمون: محمد روشن
ص٢٣١٣