كرده است ، دعويى بىحجّت است و حوالتى بىبرهان ، و نقلى نادرست ، و اگر بهر موضع در آن شرحى رود روزگارها « 1 » در آن صرف شود ، و بدعوى بىبيّنت عقلا و شرعا هيچ چيز ثابت « 2 » نشود ، امّا در فصولى كه مطوّلترست شرحى بوجه برود ان شاء اللّه تعالى .
آنگه گفته است : « و سرمايهء مذهب رافضيان بيشتر از دو چيز نيست ، بهتان بر سلف صالح ، و تبرّا از ايشان ،
و چون از خبث عقيدت ايشان آگاه مىشديم از آن عقيدهء فاسد بيزارى مىجستيم و با ايشان در مجادله و مجاهده بوديم و مذهب بد ايشان فراروى ايشان مىداشتيم » .
امّا جواب آنچه گفته است كه : « سرمايهء مذهب ايشان دو چيز است » راست مىگويد ، يكى توحيد است ، دويم عدل است ، و دو ديگر هست نبوّت و امامت ، و آنگاه امر است و نهى ، و وعد و وعيد ، و لواحقى و توابعى كه اين أركان را هست معقول و منقول كه مبارزان راه دين و مبرّزان « 3 » طريق اسلام در آن معانى در اصول و فروع هزاران كتاب تصنيف كردهاند ، و پندارى اين دعوى كه كرده است كه بيست و پنج سال بر آن طريقه بوده است هم اصلى نداشته است .
و آنچه گفته است كه : « از مذهب ايشان بسيارى كتب نوشتهام »
بايستى كه دانستى كه سرمايهء مذهب ايشان چيست .
و آنچه گفته است : « يكى بهتان است بر سلف صالح ، و دگر تبرّا ازيشان »
نميدانم كه اين حوالت بكدام ناقل است ، و اين اشارت بكدام كتاب است ، و از اين « سلف صالح » كه را ميخواهد ، و اين تبرّا را نسبت با كه مىكند ؟ ! و آنچه ظاهر و معلوم است از مذهب شيعهء اصوليّه پوشيده نيست كه خداى را يكى دانند بىمثل و مانند ، فاعل همهء اجسام عالم و أعراض مخصوصه ، عادلى منزّه ، موصوف بصفات كمال ، دانا و توانا ، زنده و هست ، خواهان طاعت و كاره از همهء « 4 » قبايح و
هامش
( 1 ) - ع م ث ب : « روزگار » .
( 2 ) - ع ث : « هيچ ثابت » .
( 3 ) - « مبرّز » بصيغهء اسم فاعل از باب تفعيل از مادّهء « ب ر ز » كسى را گويند كه در فضايل و كمالات بر اقران و امثال خود برترى داشته باشد .
( 4 ) - ب ث م : « هر » .