من كيدهم ، انّه العلىّ العظيم الجواد الكريم ، و أستغفر اللّه العظيم من الخطايا « 1 » و الزّلل فى القول و العمل ، انّه قريب مجيب و صلّى اللّه على محمّد و آله خاتم أنبيائه و خير - خلق اللّه ، و على آله و أصحابه . كتبت و فرغت من هذا فى المحرّم « 2 » سنة خمس و خمسين و خمسمائة » .
اما جواب اين فصل آخرين « 3 » اينست كه : شبهتى نيست كه خمر در عهد جملهء انبيا حرام بوده است و هرگز روا نباشد كه حلال باشد كه مزيل عقل و نقصان كنندهء شرع است ، و در آنكه همهء صحابه هم كردند و هم خوردند ؛ شبهتى و خلافى نيست ، و اتّفاق فضلا و عقلاست كه خمر خورده چون زاهد نباشد ، و بتپرست چون مؤمن نباشد ، و گر « 4 » حمزه و جعفر و عقيل و عبّاس - رضى اللّه عنهم - خوردند و بت را سجده كردند لاجرم امامت را نشايند كه هركس كه خمر « 5 » خورده باشد يا بت سجده كرده باشد وقتى كه ازينها توبه كند نبوّت و امامت « 6 » را نشايد امّا مؤمن مخلص تائب باشد « 7 » پس امام بعد از مصطفى على باشد نه بو بكر « 8 » و نه عمر و نه عثمان و نه عبّاس و نه عقيل و نه جعفر ازين وجوه كه بيان كرده شد .
وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ
كه ما را توفيق داد و عمر « 9 » و تمكين تا جواب اين خارجى ناصبى برين وجه كه مؤمنان شرق و غرب خوانند تا بقيامت ؛ داده شد ، و شبهات و دعاوى مجبّران همه باطل و مضمحلّ كرده آمد ، و از بارى تعالى خواسته مىآيد كه اگر خللى يا زللى يا سهوى در قول و قلم آمده باشد ما را عفو كند كه هرتعصّب « 10 » و سخنان سخت كه نوشته آمد بر سبيل جواب بود نه بر سبيل ابتدا .
و در جمع اين نقض « 11 » تقرّب بخداى تعالى كرديم و بمصطفى و مرتضى و بهمهء ائمّهء هدى « 12 » ؛ تا روز قيامت از رحمت او و شفاعت ايشان بىنصيب نباشيم . و مؤمنانى
هامش
( 1 ) - كذا در نسخ و الظاهر : « الخطاء » .
( 2 ) - م ب ن : « النجف » .
( 3 ) - ن : « آخر » .
( 4 ) - ح :
« اگر » .
( 5 ) - م ح : « كه هركس خمر » ن : « كه هركه خمر » .
( 6 ) - م : « امامت و نبوت » .
( 7 ) - ح : « توبهاش قبول است اما نبوت و امامت را نشايد » .
( 8 ) - م ن ح : « نه ابو بكر » .
( 9 ) - ح : « كه ما را عمر داد و توفيق » .
( 10 ) - م : « كه بر تعصب » .
( 11 ) - م ب ح : « نقص » ( بصاد مهمله ) .
( 12 ) - م : « و همهء ائمهء هدى » ن ح : « و ائمهء هدى » .