نموده منتشر شده ، و بهرى گفتهاند : مذهب مرتضى است ( رض ) بدلالت آياتى و وجوهى كه در كتاب « الانتصار » آورده است و عذر مرتضى را درين مسأله بخواهيم كه درست شود از آيت قرآن كه امّت و رعيّت را رواست كردن ، و دليل گوئيم كه بر رسول و أئمّهء معصومين « 1 » كردن اين روا نباشد تا آن شبهه كه در خديجهء كبرى آورده است باطل باشد اوّلا معلوم است كه اين فعل واجب نيست و مندوب إليه هم نيست و از جملهء مباحات نباشد كه اگر باشد اكثر مباحات را كاره باشند چنان كه در مأكولات ، و أمير المؤمنين ( ع ) در آن نامه كه بعثمان بن حنيف انصارى فرستاده اين الفاظ مىنويسد : [ ألا و إنّ لكلّ مأموم إماما يقتدى به و يستضيىء بنور علمه ؛ ألا و إنّ إمامكم قد اكتفى ] من دنياه بطمريه . و من طعمه بقرصيه ، و از ملبوسات جامهء كتّان و قزّ و جامههاى قيمتى اگرچه مباح است نپوشيدهاند ، و از مأكولات نان گندمين و روغن و انگبين نخورده كما قال ( ع ) :
و لو شئت لاهتديت الطّريق إلى مصفّى هذا العسل ، و لباب هذا القمح ، و نسائج هذا القزّ ، و لكن هيهات أن يغلبنى هواى [ و يقودنى جشعى إلى تخيّر الاطعمة ، و لعلّ بالحجاز او اليمامة من لا طمع له فى القرص و لا عهد له بالشّبع ]
پس علىّ مرتضى نان گندمين و روغن و انگبين كه باتّفاق همهء أمّت حلال و مباح است نخورد نكاح بدين وجه كه در وى زياده لذّتى نبود « 2 » چگونه كند ، و در شريعت اسلام بسيار چيزهاست كه بر رسول و إمام حلال است أمّا بر رعيّت و امّت حرام است ، و بسيارى هست كه بر رعيّت و امّت مباح است أمّا بر رسول و إمام حرام است .
امّا آنچه خاصّ رسول را حلال است و بر غير وى حرام است :
يكى - نه زن است بيكجا ، و اين بر همهء أمّت حرام است .
دوم - زنى مؤمنه كه نفس خود را بر رسول دهد بر وى حلال است و بر غير وى حرام بنصّ قرآن آنجا كه گفته : «
وَ امْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَها لِلنَّبِيِّ
« 3 » » و صوم
هامش
( 1 ) - اصل : « ائمهء معصوم » .
( 2 ) - د : « بود » .
( 3 ) - از آيهء 50 سورهء مباركهء احزاب .