كه عالم و معصوم نباشد بامامتش قبول نبايد « 1 » كردن ، اينست جواب اين شبهات بر سبيل مجامله و اختصار ، و السّلام على النّبىّ المختار ، و على آله الأبرار .
آنگه گفته است : « فضيحت سى و نهم - آنست كه از هفتاد و اند فرقه از فرق
اسلام مذهبى واهىتر و مقالتى ركيكتر از مذهب رافضى نيست كه بناى مذهبشان بر شعركها و مغازيها باشد ، و فلان كس علويى بخواب ديده است گيسوها در برافكنده ، و همه گورپرست باشند و همچون دختركان كه لعبت بيارايند رافضى گورخانه بيارايد و منقّش مىكند و بخويشتنها نهادهاند « 2 » كه حق وا « 3 » ايشانست و شاعر مست را كه گويد : على - صلوات اللّه عليه - دعا و ترحّم ميكنند و تقرّب » .
اما جواب اين كلمات خداى تعالى مىداند كه كرى نكند نوشتن و روزگار عزيز ضايع كردن امّا چون ضرورت شد اشارتى برود .
اما جواب آنچه گفته است كه : « مقالتى واهىتر از رفض نيست » و ازين رفض به همه حال شيعت را ميخواهد عجبست كه عدل و توحيد و تقرير نبوّت و اعتراف بامامت با عصمت واهى و ركيك است و جبر و تشبيه و كفر را حوالت بمشيّت خداى كردن ، و معاصى و ضلالات را بر فتراك قضا و رضاى خداى بستن ، و انبيا را همه كافر بچه و عاصى گفتن ، و شريعت را چون گوشت قربان بقسمت بكردن ، مذهبى درست و سره است . . ! ؟
و زاد فى الطّنبور نغمة « 4 » ، با ملحدان در وجوب معرفت موافقت كردن اين مذهبى سره است و آن ركيك و واهى ؛ ريشش به نماز نيست كه دروغ گويد و چنين قياس كند مگر از قرآن كريم اين آيت بنخوانده است تا بدانستى كه حق عدل است و باطل جبر قال سبحانه و تعالى :
إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إِيتاءِ ذِي الْقُرْبى وَ يَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ الْبَغْيِ
« 5 » و در جواب اين كلمت اين آيت كفايت است .
اما آنچه گفته است كه : « بناى مذهبشان بر شعركها و مغازيهاى ركيك باشد » .
هامش
( 1 ) - ح د : « نشايد » .
( 2 ) - م ب ن ح د : « و بخويشتن نهادهاند » و متن يكى ديگر از موارديست كه « ها » را بأول فعل درآوردهاند چنان كه در تعليقهء 123 . بتفصيل بيان شد .
( 3 ) - ح د : « با » .
( 4 ) - ميدانى آن را در مجمع الامثال از امثال مولدين شمرده است .
( 5 ) - صدر آيهء 90 سورهء مباركهء نحل .