و بىاصل است ؛
وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ .
آنگه گفته است : « فضيحت سى و پنجم - اگر از همهء امّتان « 1 » پرسند كه : بهترين
شما كدام قوم بودهاند ؟ - ترسايان گويند : حواريان عيسى ، جهودان گويند : آنها كه با موسى به دريا عبره كردند ، گبران گويند : مجاوران زردشت ؛ جز رافضيان كه گويند : بدترين امّت اصحابان محمّداند و زنان محمّد كه امامت على را منكراند .
ما گوئيم : ميان على و ايشان نقارى « 2 » نبود و فضل يكديگر را انكار نكردند و در موافقة - الصّحابة « 3 » نظر بايد كردن كه ايشان با يكديگر چگونه بودند » .
امّا جواب اين كلمات آنست كه اين بيچاره روا نداشته است كه راستى بگويد درين كتاب يا انصافى بدهد ؛ دگر باره به حساب كورتر است اگر از جهودان پرسند كه : از موسى برگرفته در امّت او كه بهتر است ؟ - گويند : برادرش هارون ، اگر گويند : بعد از موسى كه بهتر است ؟ - گويند : وصيّش يوشع نون ، اگر از ترسايان پرسند كه : بعد از عيسى كه بهتر است ؟ - گويند : وصيّش شمعون ، اگر از گبركان « 4 » پرسند كه در امّت ابراهيم بعد ازو كه بهتر است ؟ - گويند : اسماعيل و اسحاق ، اگرچه « 5 » ايشانرا نيز صحابه بودهاند امّا شاگرد چون خواجه نباشد ، بيگانه چون برادر نباشد ، صحابى چون وصى نباشد ، شيعه نيز آن طريقه نگاهداشتهاند و گويند « 6 » بعد از مصطفى در امّت على بهتر است كه برادر محمّدست چون هارون ، و وصى است چون يوشع نون ، و خليفه است چون شمعون . آنگه حسن و حسين كه اسماعيل و اسحاق رسولاند تا بيچارهء ناصبى را همان شبهت كه آورده است خار ديده و پيكان جانش باشد ؛ على بهتر باشد و اولادش . آنگه چون بصحابه و زنان آيى هركه را كه با ذرّيّت و عترت « 7 » خصومت
هامش
( 1 ) - م ب ن : « از همهء ايشان » .
( 2 ) - ع م ب : « نفارى » ح د : « تفاوتى » و نفار بفاء بمعنى رميدن و دورى جستن است و گويا « نقارى » كه در متن هست مناسبتر باشد در غياث اللغات گفته : « نقار بكسر اوّل و راء مهمله كينه و عناد » .
( 3 ) - م ب ن ح د : « و در موافقت صحابه » و از لحن عبارت متن برميآيد كه « موافقة الصحابه » نام كتابيست كه در زمان قائل كلام متداول و معروف بوده است و در سابق نيز گذشت رجوع شود بص 323 .
( 4 ) - اين جواب با اعتراض معترض ربط درستى ندارد زيرا در اعتراض بحث از مجاوران زردشت است نه سؤال از ايشان نسبت بتفاضل در امت حضرت ابراهيم فتفطن .
( 5 ) - « اگرچه » فقط در ن است ح د : « كه » .
( 6 ) - « و گويند » فقط در ح د .
( 7 ) - ع م ب : « با ذريت و عصمت » ن : « با ذريت و اهل عصمت » ح د : « با على و عترت » در منتهى الارب -