و كيف يخاف النّار من كان موقنا * بأنّ أمير المؤمنين قسيمها
و چگونه تصنيف كند كسى كه نه از مذهب بد خود خبر دارد ، و نه از مذهب نيك مسلمانان آگاه باشد ، نه عرف « 1 » داند نه شرع « 2 » ، نه لغت نه اشتقاقات و معانى « 3 » تا از سر بغض علىّ مرتضى قلم در ميدان هذيان افكند و پندارد كه كس نيست كه آن سوداء طبع و حشو را « 4 » بحجّت مزلزل « 5 » گرداند آرى «
يُعَذِّبُ مَنْ يَشاءُ
» درست است عذاب خداى تعالى فرمايد امّا در دوزخ زبانيه باشند
لَوَّاحَةٌ لِلْبَشَرِ * عَلَيْها تِسْعَةَ عَشَرَ
« 6 »
خُذُوهُ فَغُلُّوهُ
« 7 » خداى فرمايد امّا فرشتگان كنند آتش به حكم خداى باشد امّا در فرمان مرتضى كنند « 8 » پس اگر امير المؤمنين قسيم نار باشد همان حكم دارد ؛ تا آن شبهتها بدين حجّتها زايل باشد امّا از جاى انصاف « 9 » مفوّضه مجبّرهاند كه جمع قرآن قديم « 10 » را تفويض كردند بعثمان ، و امامت را كه ركن اعظم است تفويض كردند باحتيار امّت ، و شريعت را تفويض كردند بقياس و اجتهاد فقها ، و خداى تعالى را معزول كردند ازين سه شغل اعظم تا بدرستى مفوّضه باشند و خواجه مجبّر شايد كه لقب خود بر ديگرى ننهد .
هامش
( 1 ) - ع م ب : « كسى كه از مذهب بد خود خبر ندارد » .
( 2 ) - ح د : « و نه شرع شناسد » .
( 3 ) - ح د : « و نه اشتقاق معانى داند » .
( 4 ) - ح د : « كه آن شوم شوخ طبع حشو را » .
( 5 ) - كذا در نسخ و شايد اصل « متزلزل » بوده است .
( 6 ) - آيهء 29 و 30 سورهء مباركهء مدثر .
( 7 ) - آيهء 30 سورهء مباركهء الحاقة .
( 8 ) - م : « كند » ح د : « باشد و كند » .
( 9 ) - ح د : « انصاف را » .
( 10 ) - گويا لفظ « قديم » در اينجا بنابر اعتقاد خصم آورده شده و الا شيعه قرآن را « محدث » مىدانند و جاى اين بحث بتفصيل در كتب كلام است و در اينجا اشاره بقول يك مفسر شيعى مىكنيم . ابو الفتوح ( ره ) در تفسير :« ما يَأْتِيهِمْ مِنْ ذِكْرٍ مِنْ رَبِّهِمْ مُحْدَثٍ» ( آيهء سوم سورهء مباركهء انبياء ) گفته : « و مراد بذكر قرآن است بلا خلاف در ميان مفسران ، و در آيت دليل است بر حدوث قرآن براى آنكه اسم « محدث » بر او اجرا كرد بر اطلاق ، و « محدث » نقيض قديم باشد و اگر قرآن قديم بودى و خداى گفتى « محدث » است دروغ بودى ، اما قول بعضى اشاعره كه گفتند : مراد به « ذكر » محمد است از روى تعصب است » و نيز ابو الفتوح ( ره ) در تفسير «وَ ما يَأْتِيهِمْ مِنْ ذِكْرٍ مِنَ الرَّحْمنِ مُحْدَثٍ» ( آيهء 5 سورهء مباركهء شعراء ) گفته :
« آنگه آن را [ يعنى « ذكر » را ] وصف كرد به آنكه « محدث » است و « محدث » ضد قديم باشد ، آيت دليل بود بر بطلان قول آن كس كه قرآن را قديم گفت » و طالب تفصيل بموارد آن رجوع كند .