رئيس صدقهء شاعى مىخواست * « 1 » و وقتى دختر سلطان محمود را بشاه رستم على شهريار مىداد « 2 » ، پندارى كه خلفا و سلاطين و امرا و وزراى عالم همه جاهل بودند بدين خبر الّا اين مصنّف كه از رافضيى در ناصبيى گريخته است و بدان ميماند كه از همهء سنّيان عالمتر و فاضلتر و متعصّبتر است ، و هركس كه اين جواب برخواند بىامانتى وى بداند .
و قياس كردن شيعت را در مودّت و محبّت علىّ مرتضى با جهودان ، پندارى مذهب بد خود فراموش كرده است كه بجهودان ماند كه متابعت سامرى كردند و موسى و هارون را رها كردند و روى بگوساله كردند تا مجبّر بقوم سامرى ماند ، و درين معنى فصلى مفرد بيايد در آخر كتاب ان شاء اللّه .
آنگه گفته است : « فصل - بدانكه در « 3 » بعضى از قراءات قرآن بقول روافض « 4 » .
علىّ بن ابراهيم بن هاشم كه از روافض متقدّم بوده است ميگويد در تأويل اين آيت كه :
رَبَّنا أَرِنَا الَّذَيْنِ أَضَلَّانا مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ نَجْعَلْهُما تَحْتَ أَقْدامِنا لِيَكُونا مِنَ الْأَسْفَلِينَ
« 5 » اين دو كس را از دوزخيان از امّت محمّد كه حوالت بديشان مىكنند « 6 » يكى بو بكر است و يكى عمر كه بناى خلافت بظلم ايشان نهادند » .
اما جواب اين كلمات آنست كه : بر هيچ دانشمند و دانا پوشيده نماند كه بهتان و زور و كذب است كه حوالت كرده است از چند وجه :
يكى - آنكه گفته است كه : « اين حوالت اضلال دوزخيان كنند كه از امّت محمّد باشند » و از اوّل آيت معلوم است كه بارى تعالى از كافران حكايت مىكند در سورة السّجدة « 7 » :
وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا رَبَّنا أَرِنَا الَّذَيْنِ أَضَلَّانا مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ
، در دوزخ گويند آنها كه به دنيا كافر بوده باشند : ربّنا ، پروردگار ما ،
هامش
( 1 ) - ع ث ب عبارت ميان دو ستاره را ندارند .
( 2 ) - ح د باضافهء « ملك مازندران » در اينجا .
( 3 ) - در نسخ ع ث ب م : « بدانكه » .
( 4 ) - ح : « بدان اى برادر كه بعضى از روافض قرآن را بروايت ديگر گويند » .
( 5 ) - ذيل آيهء 29 سورهء مباركهء « فصلت - سجده » و صدر آن :
«وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا » .( 6 ) - ح « يعنى آن دو كس كه دوزخيانند از امت محمد كه حوالت اضلال بديشان ميكنند » .
( 7 ) - ع ح : « در سورهء الزمر » .