خبر ندادند ، و هيچ عاقل اين باور ندارد با نزول آيت :
أَ لَيْسَ اللَّهُ بِكافٍ عَبْدَهُ
« 1 » ، و اگرچه رنج « 2 » و الم و حوادث و قتل بر انبيا رواست تا عاقل عالم چون اين جواب برخواند وى را درين مسأله هيچ شبهتى بنماند ،
وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ .
آنگه گفته است : « در كتاب تأييد النّبوّة و تسديد الامامة « 3 » كه يونس بن
عبد الرّحمن القمّى الرّافضىّ كرده است هرخبرى كه رسول در حقّ يكى از صحابه گفته است او آن را تأويلى نهد ؛ تا اندران خبر كه رسول گفته است : « انّ الشّيطان ليفرّ من ظلّ عمر » گويد : اين نه خبر رسول است كه شيطان خود از رسول بنمىگريزد از عمر چگونه بگريزد ؟ ! » .
امّا جواب اين كلمات آنست كه از غايت جهل اين مصنّف يكى اينست كه ذكر شخصى كرده است و گفته است : قمى ، آنگه گفته است : رافضى ، و نداند « 4 » كه چون قمى بگفتى مستغنى باشى « 5 » از ذكر مذهب « 6 » كه در حكايت آمده است كه مردى اصفهانى يكى را پرسيد كه : از كدام شهرى ؟ - گفت : من از شهر دندانكنان ، مرد فروماند گفت : معنى مفهوم نيست ، مرد گفت : معنى آنست كه : چون من گويم : از قم ، گوئى : آه ، پس چون ذكر قم برفت ذكر مذهب بىفايده باشد كه قمى الّا شيعى نباشد و الّا رافضيش نخوانند .
امّا آنچه گفته است كه : « اخبارى كه در حقّ صحابه است آن را تأويل خطا كنند » آنگه گفت « 7 » كه : « يونس عبد الرّحمن گفته است كه : اين خبر نه خبر مصطفى است » بيچاره كسى كه تصنيف كند و آنگاه خبر از تأويل « 8 » باز نشناسد كه تأويل آن باشد كه لفظ خبر مقبول باشد و در معنى اقوال مختلف شود پس اين خبر را كه رسول در حقّ عمر گفته است سبب نزولى است چون مفهوم شود شيعى و
هامش
( 1 ) - زمر : آيهء 36 .
( 2 ) - ع : « و اگر رنج » .
( 3 ) - در آثارى كه در ترجمهء يونس بن عبد الرحمن از او نقل كردند چنين كتابى را نام نبردهاند ، و همچنين در فهارس كتب شيعه ديده نميشود .
( 4 ) - ع ح د : كذا در نسخ و شايد « ندانسته » بوده است .
( 5 ) - م ح د :
« باشد » ث ب ندارند .
( 6 ) - ع : « از مذهبى ديگر » يعنى از مذهبى بجز مذهب تشيع .
( 7 ) - ح د : « گفته » م : « گفته است » .
( 8 ) - ح د : « تأويل از خبر » .