فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ
، سعيد جبير - رضى اللّه عنه - در تفسير اين آيه « 1 » چنين مىگويد كه : مراد از « مرج البحرين » على و فاطمه عليهما السّلاماند ، « بينهما برزخ » مصطفى صلوات اللّه عليه و آله است « و اللّؤلؤ و المرجان » حسن و حسيناند عليهما السّلام * « 2 » اين خبر بشنو كه زوّج النّور من النّور ، مجبّران اين همه گويند و شايد ، امّا شيعه بر طريق نقل آنچه در كتاب آورند كفر و الحاد و رفض باشد . . . ؟ با آنكه مذهب شيعه كثّر اللّه عددهم « 3 » آنست كه انبيا و ائمّه عليهم السّلام همه منزّهاند از صغائر الذّنوب و از كبائر المعاصى ، و
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ . *
آنگه گفته است كه : « از سيّد عليه السّلام مىآرند كه گفت : انّ اللّه ليؤيّد هذا الدّين برجل لاخلاق « 4 » له فى الآخرة « 5 »
ازين عمر را مىخواهد « 6 » كه او را در قمع گبركان دستى تمام بود » .
امّا جواب آنست كه اين خبر از اخبار آحاد است و بنزديك شيعه مقبول و معروف نيست ، و اگر رسول عليه السّلام گفته باشد تأويلش در غير عمر اوليتر از ظلمهء روزگار يا مؤلّفهء قلوب يا غير ايشان .
آنگه گفته است : « و گويند : رسول خداى بىرأى « 7 » و تدبير « 8 » بو بكر هيچ كارى نكردى
و مسلمان
هامش
( 1 ) - كذا صريحا در هردو نسخهء « ح د » و ظاهر آنست كه « آيات » باشد .
( 2 ) - عبارت ميان دو ستاره در نسخ « ع ث م ب » نيست .
( 3 ) - ع ث ح ب « كثرهم اللّه عددهم » پس از قبيل بدل بعض از كلّ خواهد بود نظير ضربت زيدا رأسه يا جدّد الامير القصر أكثره .
( 4 ) - در نسخ : « خلاف » ( بفاء در آخر كلمه ) و خلاق بفتح خاء و قاف در آخر بمعنى حظ و نصيب و بهره است و در كتاب و سنت به كار رفته و استعمال شده است .
( 5 ) - سيوطى در جامع صغير اين روايت را نياورده ليكن از كبير طبرانى از ابن عمر روايت كرده كه : « انّ اللّه تعالى ليؤيد الاسلام برجال ما هم من أهله » ، و نيز از كبير طبرانى از عمرو بن النعمان بن مقرّن نقل كرده كه : « انّ اللّه تعالى ليؤيد الدّين بالرجل الفاجر » .
( 6 ) - يعنى رسول عليه السلام عمر را ميخواهد و او را اراده مىكند .
( 7 ) - ع ث : « برأى » .
( 8 ) - ع : « تذكير » و مراد از « تذكير » بنابر آن نسخه تصويب و صلاحديد و پند و نصيحت مىباشد ليكن اين كلمه در همين نسخه نيز در جواب « تدبير » ياد شده است .