و آفتابپرست و ستارهپرست و مجوسى و آتشپرست و مجبّر و گبر و جهود و ترسا و از همهء اعداى خدا و انبيا و اوليا ملحدان بدتر و شقىترند و ملعونتر ؛ و ازينجاست كه شاعر تازيان مىگويد شعر :
الباطنيّة شرّ الخلق كلّهم * شرور باطنهم ترميك بالشّرر
دين الاباحة و التّعطيل دينهم * و الجحد بالرّسل و التّكذيب بالزّبر
هم المجوس بنو « 1 » ديصان فانتسبوا * مكرا و زورا الى الأشراف من مضر
« 2 » و كتابهايى كه شيعهء اصوليّهء اماميّه كردهاند در نقض قاعدهء ملاحده لعائن - اللّه عليهم از مختصر و مطوّل آن را نهايتى نيست و در همهء طوايف اسلام ملحدان را دشمنتر شيعهء اصوليّهاند .
اما جواب اين كلمات كه « خلفاى ملاحده در مصر خمر فروختن و زنا و لواطه و غير آن از منهيّات شرعى « 3 » به ظاهر « 4 » كردند » آرى كردند لعنت بر ملحدان باد و اقوالشان امّا مىبايست كه اين معنى « 5 » در بغداد ظاهر نبودى و قيراطخانه « 6 » كه در و همهء منهيّات رود در جهر « 7 » ، و خمر « 8 » نفروختندى ، و رضا ندادندى ، و اجرت نستدندى ؛ تا بر ملاحده اين طعن شايستى زدن ، پس خواجه مجبّر را از دو وجه بر ملاحده اين طعن نيست :
يكى براى حرمت بخلفا « 9 » .
و ديگر براى اقرار به قضا و قدر و رضاى خداى ؛ پس طعنه بر ملاحده شيعه را رسد كه خداى را عادل و منزّه گويند ، و انبيا و خلفا را معصوم .
امّا آنچه القاب مدّعيان و مبطلان « 10 » مصر ياد كرده كه « بر خود نهادهاند
هامش
( 1 ) - ع ث ب م : « بنى » ح د : « هم المجوسىّ من ديصان »
( 2 ) - در بعضى كتب اين اشعار را ديدهام ليكن اكنون در نظر ندارم كه كجا ديدهام و قائل آنها را هم نميدانم .
( 3 ) - ح د : « شرع » .
( 4 ) - ث ب : « تظاهر » ح د : « ظاهر » .
( 5 ) - ح د : « كه اين معانى » ب م اصلا ندارند .
( 6 ) - ح د : « قراطخانه » ( بدون ياء بعد از قاف ) و براى تحقيق در معنى آن رجوع شود بتعليقهء 46 .
( 7 ) - ع ( شبيه به ) « حرم » و « جهر » نيز ميتوان خواند ليكن در نسخهء م صريحا كما في المتن .
( 8 ) - د :
« و در جهر خمر » .
( 9 ) - ث ب م ح د : « براى حرمت خلفا » .
( 10 ) - ح د : « و متغلبان » .