امّا آنچه گفته است :
« گويند : آنچه على كرد مقدور آدميان نباشد » هر كه را از عقل و علم اندك مايه بهرهاى باشد اين معنى نگويد و بروا « 1 » ندارد ، آنچه على كرده است همه از امثال آنست كه دگر آدميان كردهاند و بر امثال آن قادر باشند ، و آنچه آدميان بدان و امثال آن قادر نباشند چون خلق اجسام عالم و اعراض مخصوصه ؛ على نيز بر آن قادر نباشد و جنس آن داخل نباشد تحت مقدور بشر « 2 » .
و آنچه گفته است كه : « گويند ، صحابه همه دشمن على بودند » لعنت بر آن باد كه [ اين ] گويد
يا بر آن كس كه دروغ گويد كه صحابه بهرى دوست على بودند و بهرى را بىخلاف مضادّتى و خصومتى بود ، و اين معنى بر علما پوشيده نباشد و در كتب مسطور است كه دوست كه بود و دشمن كه بود ، و اگر منافستى « 3 » بود خود معلوم است ، و حديث بو حنيفه و شافعى بموضعى كه لايقتر است گفته آيد ان شاء اللّه « 4 » » .
آنگه گفته است : « و در هيچ روزگار اين قوّت نداشتند كه اكنون كه دلير
شدهاند و بهمهء دهان سخن مىگويند « 5 » زيرا كه هيچ سوى نيست از آن تركان « 6 »
هامش
( 1 ) - م ح : « روا » ب ث : « و به دو اندازد »
( 2 ) - ع : « تحت مقدور ملد و بشر » ب م : « تحت مقدور » و شايد اصل « تحت مقدور خلق و بشر » بوده است .
( 3 ) - ح م : « مناقشتى » ث :
« مناسبتى » .
( 4 ) - اين عبارت : « در اينجا بىمورد و نامناسب و غير مربوط به نظر مىآيد ليكن در همهء نسخ موجود است ، و شايد در سابق ضمن مطلبى اشارهاى به آن شده است و من به آن پىنمىبرم در هرصورت فضلا خودشان تدبر و تحقيق فرمايند .
( 5 ) - بهمهء دهان سخن گفتن كنايه از قدرت و آزادى بيان است كه تقيهاى در كار نباشد .
( 6 ) - عبارت نسخ در اينجا مشوّش است ع : « هيچ سراى نيست از اين تركان » س : « هيچ سوالى نيست از آن نوكان » ح : « و هيچ سراى نيست از تركان كه درو ده پانزده رافضى نيستند » م ب : « زيرا كه هيچ بلوكاتى نيست الّا كه ده پانزده رافضى حاكمند » پس بنابر متن مراد آنست كه هيچ ناحيتى نيست از آن نواحى كه اختصاص بتركان دارد و بنابر دو نسخهء م ب معنى واضحتر و روشنتر است زيرا در غياث اللغات گفته : « بلوكات بضمتين و كاف عربى چند ده كه با هم تعلق داشته باشد بهندى پرگنه گويند ( از مدار ) و در فرهنگى معتبر نوشته كه : بلوكات جمع بلوك است كه بضم اوّل بمعنى قصبه و ده باشد و اين لفظ تركى است » .