خداست تغيّر شير بر آن وجه هم « 1 » مقدور بايد دانستن ، و اگر حسين منصور و رابعه را آن محلّ و منزلت هست در حقّ رضا هم روا بايد داشتن كه نصّ « 2 » است از قبل خدا ، و معصوم است از همه خطا ، و اگر نه دست از مذهب بد خود بداشتن و مذهبى دگر طلب كردن كه چون بيست و پنج سال رافضى بوده باشد بيست و پنج سال مجبّرى كفايت بود و مذهبى اختيار كردن بخلاف هردو ، و با « 3 » هر مذهب كه دارد بدانستن كه هركه را يك ذرّه بغض مرتضى و رضا در سينه و دل گذارد « 4 » در مولودش نظر « 5 » دارد و اين نقصان از تفريط مادر دارد .
آنگه گفته است كه : « از « 6 » محالات دگر كه رافضيان گويند آنست كه گويند : على در چاه رفت و با جنّيان جنگ كرد
و اند « 7 » جنّى را به تيغ بيازرد و از چاه برآمد تيغ « 8 » خونآلود ، و خبر داد كه چند جنّى و شيطان را بكشتم ، و امثال اين خرافات و ترّهات بر على بندند و همهء دفترهاىشان مالامال اين « 9 » خرافات و بهتانها باشد » .
امّا جواب اين كلمات بر سبيل اختصار آن باشد كه اگر اين مدّعى هنوز بندانسته است كه جنّيان مكلّفاند به شريعت و احكام قرآن چنان كه انسان ، قرآن مجيد پيش بايد گرفتن و برخواندن كه بارى تعالى ايشان را در تكليف تقديم مىدهد و مىگويد :
سَنَفْرُغُ لَكُمْ أَيُّهَ الثَّقَلانِ
« 10 » و بديگر موضع مىگويد :
قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ فَقالُوا إِنَّا سَمِعْنا قُرْآناً عَجَباً * يَهْدِي إِلَى الرُّشْدِ فَآمَنَّا بِهِ
« 11 » و بدگر موضع مىگويد :
يا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ أَ لَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ
هامش
( 1 ) - ب م : « بر آن ديبا » .
( 2 ) - ب م : « منصوص » :
( 3 ) - همهء نسخ « يا » به دو نقطهء تحتانى .
( 4 ) - ح : « گذرد » و بقرينهء دو سجع بعدى متن صحيح است و شايد « گذاردن » بمعنى گذشتن آمده باشد .
( 5 ) - ح د : « مولدش خطر » .
( 6 ) - ع ث ب م : « كه آن » يا « كه اين » .
( 7 ) - ب ث م : « و بسيار » و « اند » در لغت بمعنى چند و چندان است و بمعنى بضع و نيف نيز ميآيد كه اعداد فرد از سه تا بنه را شامل مىباشد چنان كه در نصاب آمده : « بضع از سه تا بنه مرفردها را سازنام » و براى تفصيل بكتب لغت مراجعه شود .
( 8 ) - ح د :
« با تيغ » .
( 9 ) - ح : « از اين »
( 10 ) - آيهء 31 سورهء مباركهء الرحمن .
( 11 ) - آيهء 1 و 2 سورهء مباركهء الجنّ .