و آنچه گفته است :
« كه صادق از آن بىخبر است » . معذور است كه علم باسانيد و اخبار « 1 » و تصحيح آن نه كار هرخامى باشد و اگر نه ، دانستى « 2 » كه هيچ خبر نباشد كه شيعه از أئمّهء خود روايت كنند و الّا در آن روايات بسيار [ ى ] از اصحاب بو حنيفه و شافعى ايشان را موافق باشند در آن الفاظ و در بيشتر معانى ، و اگر خلافى باشد در بهرى ؛ در تأويل خبر باشد نه در لفظ ، و اگر بدان اخبار كه متّفق عليهاست مشغول شويم احتمال نكند و بدين اشارهء « 3 » مجمل شبهت زايل است .
آنگه گفته است : « و چون دولت در دست خلفا بود و اميران عالمان بودند روافض را زبون
داشتندى و بتقيّهء ايشان فريفته نشدندى ، و بدين و اسلام اينان را لقب ننوشتندى ، و در مجالس و مناظرهء « 4 » ايشان را تمكين نكردندى » .
امّا جواب اين كلمات بانصاف فهم بايد كردن كه گفته است : « چون دولت در دست خلفا بود » تشنيع مىزند و انكار مىكند بر سلاطين آل سلجوق كه ايشان خلفا را ممكّن نميدارند و بخارجيى « 5 » بر سلاطين گواهى ميدهد و فرامى - نمايد كه دولت در دست خلفا نيست و در دست غاصبان و ظالمان است .
و آنچه گفته است كه : « اميران عالم بودندى » .
معنى آنست كه اين اميران جاهلند و ايشان روافض را زبون داشتندى ؛ اينان مگر از جهل و بىحميّتى آن طريقت را ترك كردهاند خاصّه بمذهبى كه بدليل الخطاب گويند ، خاكش به دهان كه بخلاف اينست كه نموده است ؛ آن دولت كه بني العبّاس را بود هنوز بر آن قرار و قاعده است ، و اميران و ولاة اكنون عالمتر و زيركترند و هميشه تا بوده است سادات و علما و رؤسا در حضرت خلافت
هامش
( 1 ) - ب م : « باسانيد اخبار »
( 2 ) - ع ث ب م : « و اگر بدانستى » .
( 3 ) - ث ب م :
« بدين اسناد » .
( 4 ) - م ب : « و در مجالس مناظره » .
( 5 ) - ث ب م : « و بخارجى » ح :
« و بر خارجى بسلاطين » علامهء قزوينى ( ره ) گفته : « يعنى بخارجى بودن » پس ياء دوم ياء مصدريت مىباشد .