كه چون مرد باشد كه متبوعش گويند « 1 » بايد كه نصّ و معصوم و عالمتر همهء امّت « 2 » باشد به احكام شريعت .
و آنچه گفته است كه : « رافضيان متقدّم پيش ابن المقفّع « 3 » آمدند تا او مذهب
رفض اختيار كرد » اى عجب اگر متقدّمان خود رافضى بودند آمدن و اختيار ابن المقفّع « 3 » كردن باطل و بىفايده باشد ، تا هم « 5 » بقول « 6 » خواجه كاذب و خائن باشد .
و آنچه گفته : « او اخبارى اختيار كرد « 7 » و گفت : شما ميگوئيد چنان كه
خواهيد » بايست كه [ از ] آن مذهب بيست و پنج ساله اين قدر علم حاصل كرده بودى كه بمذهب محقّقان شيعه اخبار آحاد ايجاب علم و عمل نكند و بىدليل و حجّت هيچ خبرى « 8 » مقبول نباشد تا از آن جمله اين دعاوى همه باطل و بىاصل باشد ، و مذهب محدّث آن باشد كه نسبت كنند بشخصى معيّن ، و در شيعه عادت نرفته باشد كه گويند : ما مذهب مفيد و بو جعفر و مرتضى داريم ، بلكه گويند :
مذهب امير المؤمنين و باقر و صادق « 9 » داريم ، پس مذهب محدث چون مذهب اعتزال باشد كه حوالتش بعمرو بن عبيد كنند ، و چون مذهب كرّاميّه كه حوالتش بابو عبد اللّه كرّام « 10 » كنند ، و چون مذهب اشعريّه كه واضعش بلحسن « 11 » اشعريست « 12 » و او در عهد بو على و بو هاشم بود و سالها معتزلى بود و اين مذهب اختيار كرده « 13 »
هامش
( 1 ) - ب م : « گويد » .
( 2 ) - ب ث م : « همه امر » .
( 3 ) - ب ث م : « ابن المقنع » .
( 5 ) - ع : « با هم » .
( 6 ) - يعنى بقول خودش .
( 7 ) - ع فقط .
( 8 ) - ب ث م : « هيچ چيزى » .
( 9 ) - ب ث م باضافهء : « عليهم السلام » .
( 10 ) - فيروزآبادى گفته :
« محمد بن كرّام كشدّاد امام الكرّامية » و زبيدى در شرح عبارت گفته : « و هو ابن عراق بن حزابة ابو عبد اللّه السجزى » طالب تفصيل بترجمهء حالش به موارد مفصله مراجعه كند .
( 11 ) - ب ث م : « ابو الحسن » .
( 12 ) - ع ب ث : « اشعر است » و صحيح همانا متن است محدّث قمى ( ره ) در هديّة الاحباب گفته : « ابو الحسن الأشعرىّ علىّ بن اسماعيل نسبش منتهى مىشود بابو موسى أشعرى » و در الكنى و الالقاب گفته : « الأشعرىّ نسبته الى أشعر و اسمه نبت بن ادد بن زيد ، و انما قيل له : أشعر ، لانّ امه ولدته و الشعر على بدنه كذا عن السمعانىّ ، و ينسب اليه علىّ بن اسماعيل بن أبى بشر رئيس الطائفة الأشعريّة » .
( 13 ) - ث : « اختيار كرد » ، ب : « اختيار و موضوع اوست » ، م : « اختيار او و موضوع اوست » .