دهخداى اعرابى
ترجمهء دهخداى اعرابى كه در كلام صاحب نقض وزير شرف شاه معرفى شده است ( رجوع شود بصفحهء 127 همين مقدمه ) در جاى ديگر اين تعليقات ذكر خواهد شد ان شاء اللّه تعالى .
اينكه مصنف ( ره ) گفته ( ص 512 ) :
« آن مور را پيش از آنكه مار بشود بمالد » .
مناسب اين كلام است دو بيت زيرين كه در تاريخ بيهقى است ( ص 594 ) :
مخالفان تو موران بدند مار شدند * بر آر از سر موران مار گشته دمار »
مده زما نشان زين بيش و روزگار مبر * كه اژدها شود ار روزگار يابد مار » .
اينكه مصنف ( ره ) گفته ( ص 581 - 582 ) :
« پس بعينه اين كلمات پيش از بعثت حضرت مصطفى صلى اللّه عليه و آله به هفصد سال امرؤ القيس باتفاق در شعر آورده است :
« و جفان كالجوابى * و قدور راسيات »
« و امرؤ القيس رهين « 1 » * مولع بالفتيات « 2 » »
نگارنده گويد : شايد « به هفصد سال » مصحف « به هفده سال » است چنان كه در ذيل صفحهء مورد نقل احتمال دادهام اما نسبت اين شعرها را بامرؤ القيس در جاى معتبرى نديدهام بلى حمد الله مستوفى در تاريخ گزيده گفته است ( ص 812 چاپ عكسى ) :
« امرؤ القيس در زمان جاهليت بود نزديك بعهد رسول اللّه صلى اللّه عليه ( و آله ) و سلم و او در قصيدهء گفته است :
« و جفان كالجوابى * و قدور راسيات »
چون اين سخن برسول عليه السلام رسانيدند در حق او فرمود : لعن اللّه الملك الضليل نطق بالقرآن قبل ان ينزل » .
و در اوائل كتاب اعلام الناس ضمن مطلبى مذكور است ( ص 23 ) :
« لان امرأ القيس بن حجر الكندى منا قال فى بعض قصائده :
« يطعمون الناس غبا * فى السنين الممحلات »
« فى جفان كالجوابى * و قدور راسيات »
اينكه مصنف ( ره ) گفته ص 475 :
« و معتقدان دررشقان » محتمل است كه صحيح دو كلمهء دوم « دررشنيقان » يا :
« دزرشنيقان » باشد ، و مؤيد اين احتمال است آنچه ابن اسفنديار در تاريخ طبرستان گفته :
هامش
( 1 ) كذا .
( 2 ) در نقض بغلط « بالقنيات » چاپ شده است .