(
CS
) پس عدد مجموع افلاك جزئيه ، بيست و دو باشد . دوازده از علويّه و زهره ، و دو از شمس و هشت از عطارد ، و قمر و دليل بر وجود اين افلاك جزئيّه و تركّب افلاك كليّه از اينها ؛ وجود اختلافى است كه در حركات و اوضاع كواكب هفتگانه يافتهاند كه صدور آنها از يك فلك بنابر بساطت فلك ممكن نيست . پس در هر كوكب آن قدر فلكى كه در ضبط احوال آن كوكب حاجت به آن باشد ثابت شده و تفصيل آنها در فنّ على حده كه موسوم است به علم هيئت مبيّن شده ، و غرض از ذكر مجملى كه « 1 » اينجا مذكور شد يا مذكور شود ؛ آن است كه طالب را اعانتى باشد بر تخيّل عالم جسمانى ، به نوعى كه ضرورى يا نافع باشد در معرفت الهى . و هر يك از اين افلاك جزئيه حركتى مخصوص دارند بعضى از مغرب به مشرق و اين را حركت بر توالى گويند ؛ چه بر توالى بروج باشد
هامش
( 1 ) ب : در .