به ؛ به دوازده قسم متساوى كردهاند چه به حسب تحسب چهار نقطه ممتاز يعنى « 1 » دو نقطه غايت بعد و دو نقطه غايت قرب كه دو نقطه اتحاد است به چهار قوس « 2 » متساوى منقسم شود كه هر قسمى ربعى باشد ، و هر ربعى به حسب قرب به غايت قرب ، و قرب به غايت بعد ، و توسط نسبت به غايتين به سه قسم متساوى منقسم شوند كه مجموع دوازده قسم متساوى باشند ؛ چهار متصف به قرب به غايت قرب ، و چهار متصف به قرب به غايت بعد ، و چهار متصف به توسط .
اما امتياز چهار قسم متّصف به قرب ، به غايت قرب از يكديگر ، دو قسم از آنها به « 3 » شمالى بودن و دو قسم ديگر به جنوبى بودن ، و امتياز دو قسم شمالى از همديگر به مبدأ حركت شمالى بودن و منتهاى حركت شمالى بودن ، و امتياز دو قسم جنوبى به مبدأ حركت جنوبى بودن و منتهاى حركت جنوبى بودن .
و اما امتياز چهار قسم متّصف به قرب به غايت بعد از يكديگر باز دو قسم به شمالى بودن و دو قسم به جنوبى بودن ، و امتياز دو قسم شمالى از همديگر با آنكه هر دو در قرب و بعد يك نسبت دارند ، يكى به مؤخّر بودن از غايت قرب و يكى به مقدّم بودن از غايت قرب ؛ و همچنين امتياز دو قسم جنوبى از همديگر .
و اما امتياز چهار قسم متّصف به توسط از يكديگر باز به شمالى بودن و جنوبى بودن ، و امتياز دو قسم شمالى از همديگر به توسط بعد از غايت قرب و توسط قبل از غايت قرب . و همچنين امتياز دو قسم جنوبى از همديگر و ثانيا ، نسبت امتياز مذكور را در جميع اجزاء فلك البروج بلكه در جميع اجزاء افلاك اعتبار نموده .
هامش
( 1 ) ب ، ج : « يعنى » ندارد .
( 2 ) ب : قسم .
( 3 ) ب ، ج : شمالى .