گويند ، چه بدا ظهور امرى است كه ظاهر « 1 » خلاف آن بوده « 2 » باشد . و صورت شفا در اسباب و علل ظاهره و در قدر علمى ظاهر نبود بلكه خلاف آن ظاهر بود و حال آنكه شفا واقع شد .
اين بود تحقيق مسألهء بدا و جناب مقدس رضوى - عليه و على آبائه السّلام - در مناظرهء سليمان مروزى از امثلهء وقوع بدا اين حكايت « 3 » ايراد نموده كه به يكى از انبياى ماضين وحى آمد ، كه پيغام ده ؛ به ملك زمان كه مدّت سلطنت تو منقضى گرديده ، و نوبت مقام از تخت به تخته رسيده ، مهيّا باش كه قبض روح تو خواهيم « 4 » كرد . ملك از استماع اين سخن متغيّر شده « 5 » تضرّع آغاز نهاد و خود را از سرير به زير افكنده بر زبر خاك غلطيدن گرفت ، و از حضرت بارى به دعا و زارى مهلت مىخواست كه فرزندش در سنّ صبا بود ؛ به سن بلوغ و رشد رسد . تير دعاى وى مقرون هدف اجابت شده مژدهء قبول دعوت و عطاى مهلت رسيد ، و تا مدّت مطلوب زندگى يافت « 6 » . و پوشيده نماند كه عدّ اين حكايت از امثلهء بدا صريح است در آنكه مراد از « 7 » بدا نيست مگر معنيى كه تقرير كرده شد . و مؤيد اين تحقيق بلكه نصّ در اين از احاديث طاهرين « 8 » بسيار است ، و من ذلك قول الصادق أبي عبد اللّه جعفر بن محمّد - عليهما السلام - « إنّ للّه علمين : علم مكنون و مخزون لا يعلمه إلّا هو و من ذلك يكون البداء » ، « 9 » و من ذلك قول أبي جعفر - عليه السلام - : « العلم علمان علم عند اللّه مخزون لم يطّلع عليه أحد من خلقه و علم علّمه ملائكته و رسله . فامّا ما علّمه ملائكته و رسله فإنّه سيكون ، لا يكذّب نفسه و لا ملائكته و لا رسله ؛ و علم مخزون يقدّم منه ما
هامش
( 1 ) ج : « ظاهر » ندارد .
( 2 ) ب : « بوده » ندارد .
( 3 ) الف : را
( 4 ) ب : خواهم .
( 5 ) الف : گرديده .
( 6 ) بحار الأنوار 4 / 95 .
( 7 ) الف : « مراد از » ندارد .
( 8 ) عليهم السلام
( 9 ) بحار الأنوار 4 / 109 حديث 27 .