فصل ششم از باب دوّم از مقالهء دوّم در بقيّهء صفات حقيقيّهء واجب تعالى
يكى « 1 » از آنها حيات است ، و حيات صفتى است كه مصحّح اتصاف شيء « 2 » باشد به علم و قدرت . و شك نيست كه آن صفت در واجب تعالى عين ذات اوست و آن بودن « 3 » ذات اوست به حيثيتى كه متّصف تواند شد به علم و قدرت .
ديگر از آن صفات ، سمع « 4 » و بصر است و آن در واجب تعالى واجب شود به علم حضورى او به مسموعات و مبصرات ، بلكه به جميع محسوسات ، ليكن علم او به مذوقات و مشمومات و ملموسات را ذوق و شمّ و لمس نگويند و در شرع وارد نشده ، بنابر آنكه اين احساسات مشعرند به ملاصقت و آن در واجب تعالى روا نيست ، بلكه علم به اين محسوسات را نيز بصر گويند . و شك نيست كه سمع و بصر ، عين ذات واجب است و آن بودن ذات واجب است به حيثيتى كه منكشف باشد بر او مسموعات و مبصرات « 5 » و ساير محسوسات .
و ديگر تكلّم است و آن راجع شود به قدرت بر ايجاد كلام و كلام نيست مگر
هامش
( 1 ) الف ، ج : و يكى .
( 2 ) ب : « شيء » ندارد .
( 3 ) ب : « و آن بودن ذات اوست » ندارد .
( 4 ) ب : سميع و بصير .
( 5 ) الف ، ج : « مبصرات » ندارد .