[ پيشگفتار مؤلف ]
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم گوهر مرادى كه غوّاص فكرت را از درياى حيرت در كف انديشه آيد و دردانهء مقصودى كه جوهرى طبيعت را در رشتهء حسرت گوشهء بساط آرايد ، اقرار كردن و اعتراف نمودن است به عجز از شكر ولى نعمتى كه زبان شگرگزاران « 1 » از جملهء آلاء اوست و توفيق شكرگذارى ، نعمتى از نعماى بىمنتهاى او .
فيّاض على الإطلاقى « 2 » كه بساط بسيط عرصهء وجود ، مايدهاى از موايد احسان اوست و جواهر عقول و نفوس بر پيشگاه بساط « 3 » بسيط « 4 » امكان ، بر همچيدهء دست امتنان او . يگانهاى كه دهقان ابداعش دانهء هستى را در صحراى بىشيار نيستى به آبيارى رحمت پرورد و كاتب اختراعش صفحهء سادهء هيولا را آهار قبول ذاتى داده ، به مهرهء امكان استعدادى مهيّاى نگارش ارقام صور كائنات كرد . صانعى كه صيقل صنعش آئينهء افلاك را در به دو فطرت از زنگ كيفيّات متضادّه پرداخت و مرآت امتزاج اضداد اربعه را به تصفيهء اعتدال مزاج ، جلوهگاه صور مواليد ثلاثه ساخت قادرى كه به محض اختيار ذاتى ازلى ، در فيض بىمنتهاى ابدى بر روى عالميان گشاد و كليد خزاين جود ، در
هامش
( 1 ) ج : شكرگزار .
( 2 ) الف : على الاطلاق .
( 3 ) الف ، ج : « بساط » ندارد .
( 4 ) ج : « بسيط » ندارد .