آيد كه بطلانش ضرورى است . پس نفس ناطقه مجرد باشد .
و بر تجرّد نفس ناطقه از براهين عقلى و شواهد نقلى و قرآنى دلائل بسيار است و چون دليل مذكور به تقريرى كه ما كرديم محكمترين و واضحترين دليلهاست و از افادهء يقين به غير از قصور استعداد يا قلّت تأمّل مانعى ندارد ، به همين اكتفا نموديم ، زنهار در فهم تجرد نفس ناطقه اهمال و تقاعد روا ندارى و به سخن اهل غرور و ارباب جهالات ، مغرور و فريفته نشوى كه معرفت نفس ناطقه كليد معرفت و فتح الباب جنّت و آخرت است و انسان بدون معرفت تجرّد نفس خود ، متحقّق به حقيقت انسانيت نتوانند شد .
گوهر مراد ( فارسى ) — صفحة 146
مساهمون: عبد الرزاق اللاهيجي
ص١٤٦