تومان نفع داشت ، همه در مقام ملامت گويند هزار تومان به خود ضرر زد . پس از كف چيزى بيرون كردن را ضرر گويند و به كف نياوردن را هم ضرر گويند .
در كتاب عدّة الداعى قريب به اين مضمون حديثى نقل مىكند كه در قيامت از براى شخص سه قسم حقّهها يا خانهها حاضر نمايند كه آنها ساعتها و زمانهاى دنياى او است . پس بعضى از آنها پر از عذاب و مار و عقرب است يا ظلمانى ، و آن زمان معصيت است ، و بعضى پر از نعمت يا نور است ، و آن زمان طاعت است ، و بعضى خالى صرف ، و آن زمانى است كه مشغول مباحات بوده و به جهت اينها نيز بسيار افسوس خورد كه چرا خالى مانده . 242 كاش ظروف ما ظروف خالى بود و پر از معصيت نبود .
حال بنشين قدرى گريه كنيم شايد از بركت گريه بر اهل بيت همان ظروف معصيت ظروف طاعت شود . الّا لعنة اللّه على القوم الظالمين و سيعلم الّذين ظلموا اىّ منقلب ينقلبون .
مطلب دوّم در بيان معالجه است .
قال اللّه تعالى فى سورة قد افلح المؤمنون
وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ
الى قوله
فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ
. 243
بدان آن كه ضد و مثل ندارد همان خدا است و بس ، و از او گذشته هر چيزى را مثلى و همسرى است و ضدّى و دشمنى است ، از عقل اول گرفته و كذا از شيطان و جهل گرفته تا كره خاك . چه لااقل هر چه در قوس نزول هست يك مثل او در قوس صعود هست و بالعكس . و ظاهر است كه عقل كلّ با جهل كلّ ضدّ همديگرند و چون ايشان دو اصلند كه رجوع هر چيزى به سوى يكى از ايشان است پس ثابت شد كه هر چيزى را ضدّى است .
و هم بدان كه هر چيزى بالفطره ميل به اصل خود و ابناء جنس خود نمايد و سرّش اين است كه چون ذات و كمال ذات خود را بالفطره دوست دارد و از نشستن با ابناء جنس خود و بودن با اصل خود قوّت گيرد ذاتا و صفتا و لذا اين ميل را بالفطره دارد و اين مطلب محسوس و بديهى است . نمىبينى كه هر ذرّه خاك و هر جزء هوا و آتش و آب چگونه ميل به مركز دارند و آتش در لباس زرد بيشتر افتد و برق بر طلا و چيز زرد بيشتر