و شقاوت و سعادت نيست ، همچون علم تو به اينكه فردا خورشيد طلوع مىكند ، جاى اين مطلب در مسأله جبر و تفويض است . پس سپاس خداى را كه پروردگار جهانيان است و درود بر محمّد و تمامى خاندانش باد .
( 105 ) . آن سوى قريه عبّادان و موطن هيولى ، قريه و موطنى نيست .
( 106 ) . سوره حجر ، آيه 21 : و هيچ چيز در عالم نيست مگر اينكه منبع و خزينه آن نزد ماست و ما جز به اندازهء معيّن آن را به عالم خلق فرو نمىفرستيم .
( 107 ) . سوره آل عمران ، آيه 45 : چنان كه فرمود : « خدا تو را به كلمهاى از جانب خويش كه نامش مسيح پسر مريم است بشارت مىدهد . » .
( 108 ) . سوره كهف ، آيه 109 : بگو كه اگر دريا براى نوشتن كلمات پروردگار من مركّب شود ، پيش از آن كه كلمات الهى به آخر رسد دريا خشك خواهد شد هر چند دريائى ديگر باز به آن ضميمه شود .
( 109 ) . سوره لقمان ، آيه 27 : و اگر هر درخت روى زمين قلم شود و آب دريا به اضافه هفت درياى ديگر مركب شود ، باز نگارش كلمات خدا ناتمام بماند .
( 110 ) . محدث قمى ، مفاتيح الجنان ، اعمال سحرهاى ماه رمضان ، دعاى سحر : خدايا از تو درخواست مىكنم به كاملترين كلماتت در حالى كه تمامى كلماتت كامل است .
( 111 ) . سوره اسراء ، آيه 44 : و موجودى نيست جز آنكه به تسبيح و ستايش او مشغول است و ليكن شما تسبيح آنها را نمىفهميد .
( 112 ) . مجلسى ، مرآة العقول ، ج 8 ، ص 146 و ا . ى . فنسنگ ، معجم احاديث نبوى ، ج 1 ، ص 304 : تو آن چنانى كه خود خويشتن را ستودى .
( 113 ) . سوره روم ، آيه 27 : و اين اعاده بر او سهل و آسان است و آن ذات يكتا را در آسمان و زمين مظهر و مثالى عاليتر است .
( 114 ) . سوره قصص ، آيه 88 : هر چيزى جز ذات پاك الهى ، هلاك و نابود است .
( 115 ) . عين عبارت در متون حديثى يافت نشد . به نظر مىرسد تركيبى باشد از عبارات سه خطبه امير المؤمنين ( ع ) به ترتيب زير :
( 1 ) . مجلسى ، روضه ، باب خطب المعروفه لأمير المؤمنين ، ج 77 ، ص 282 : فارق الاشياء لا باختلاف الاماكن و يكون فيها لا على الممازجه .
( 2 ) . سيد رضى ، نهج البلاغه ، خطبه اوّل ، مع كل شىء لا بمقارنة و غير كل شيء لا بمزايلة .
( 3 ) . مجلسى ، بحار ، كتاب التوحيد ، ج 4 ، ص 253 : و حكم التمييز بينونة صفة لا بينونة عزلة .
ترجمه عبارت : همين گونه عالم . « داخل اشياء است نه به نحو امتزاج و خارج از اشياء است نه به صورت جدائى و دورى ، دوگانگى در صفت نه دوگانگى دورى و جدائى . »
( 116 ) . به همين ترتيب نفوسى كه منشأ حياتند نسبت به بدنها . و به همين خاطر است كه روح ، روح ناميده شده است ، چنانچه خداى تعالى فرمود :
( 117 ) . سوره حجر ، آيه 29 و سوره ص ، آيه 72 : چون آن را به اعتدال بيارايم و در آن از روح خويش بدمم .
كاشف الأسرار ( فارسى ) — صفحة 525
مساهمون: الملا نظر علي الطالقاني
ص٥٢٥