همانجا كه بود و به مقام اوّل و بالاتر نرسد الّا به حسنات
إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ
. 79 لهذا فرمود ( ع ) هر كه گناهى كند نورى از او فوت شود كه هرگز به وى برنگردد 80 . بلى مجرّد توبه رفع عقاب خواهد نمود و ندامت كه لازم دارد بازگشت را بلكه عين او است . لهذا تفسير توبه كه بازگشت است به ندامت شده و چون گناه پرده است ميان تو و روشنى شمع و توبه او را بردارد و روشنى شمع بر تو بتابد و عود كند لهذا توبه در خدا به على استعمال شده مثل
عَسَى اللَّهُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ
81 و در دعاى توبه يا مكارم اخلاق مىفرمايد ( عدت عليهم بالرّحمة ) 82 و چون محض ندامت و استغفار رفع عقاب مىكند و لكن به مقام اول و بالاتر رسيدن موقوف به اعمال ديگر است لهذا در بعضى اخبار تفسير توبه به امور شديده هم شده پس منافاتى ميان آنها نيست .
و چون توبه از جمله تكاليف است و همه تكاليف مشروط به اختيار است چه فعل مضطر را مدحى و ذمّى و اثرى نيست لهذا در اخبار دارد كه توبه مقبول است قبل ان يعاين ، 83 چه آن زمان پرده برداشته شده و از حيات مأيوس و نظر به آخرت افتاده ، چون ايمان فرعون و ديگران وقت ديدن عذاب
فَلَمْ يَكُ يَنْفَعُهُمْ إِيمانُهُمْ لَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا سُنَّتَ اللَّهِ الَّتِي قَدْ خَلَتْ فِي عِبادِهِ
. 84 و از همين ، مذهب جبر باطل شد ، فافهم ، و معلوم شد كه اين سنة اللّه تكوينى است و ذاتى ، نه تكليفى ، و معلوم شد معنى
وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً واحِدَةً
. 85
وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ لَآمَنَ مَنْ فِي الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعاً ، أَ فَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ
. 86
و چون بازگشت و تقرب به سوى خدا انحاء دارد پس توبه اقسام دارد . اوّل ندامت و فرار از معصيت ، دوّم از مباحات ، سوم از عبادت لاجل الجنّة و النّار ، چهارم از خود گذشتن و فانى شدن و لذا قيل ( و ذاتك ذنب لا يقاس به ذنب ) . 87
بدان كه اختلاف است كه قبول توبه بر خدا واجب است يا نه و بهتر آن است كه نزاع شود كه خدا توبه را چه نحو جعل فرموده ، هرطور جعل نموده همانطور قبول واجب است ، و بهتر آنكه نزاع شود كه جعل توبه و بيان او بر خدا واجب است يا نه و بعيد نيست كه واجب باشد چه تأثير ذاتى بازگشت و رو به خدا آوردن قرب و نور است و احكام ناشى از مصالح و مفاسد است و اين مصلحت تامّى است .
و بالجمله زمان حيات و دار دنيا زمان و دار تكليف است و لا يكاد يعقل كه شخص حى عاقل عالم را تكليفى نباشد اگر چه مرتد فطرى باشد و اگر تكليف دارد