علاقه فقير و انس او به دنيا ضعيفتر است غالبا مگر در حقّ بعضى كه حالتشان چنين است كه هر چه ندارند پيوسته در خيال اويند و دل به او مشغول دارند . و چون داراى آن شوند از خيال او منصرف و آسوده شوند . و هر چه دل را مشغول دارد اعظم مفاسد است و دفع او لازم است . گذشته از مفاسد ديگر كه به جهت فقر گفتيم .
چهارم بدان كه فقهاء ( قدّس سرهم ) به طور مسلّم تصريح فرمودهاند كه تجارت و كسب به قدرى كه تحصيل نمايد مؤونه خود و مؤونه عيال واجب النفقه خود را واجب عينى است و زياده از اين به قصد توسعه خود و عيال و سائر مؤمنين را مستحب مىدانند و حكم عقل و نقل بر اين وجوب هر دو شاهدند . قال النّبىّ ( ص ) العبادة سبعون جزء افضلها طلب الحلال : 339 فرمود پيغمبر خدا ( ص ) عبادت هفتاد جزو است افضل آنها طلب حلال است . و قال ملعون من القى كلّه على النّاس : 340 و فرمود ملعون است هر كه بيندازد بار خود را به گردن مردم . و قال الصّادق ( ع ) ليس منّا من ترك دنياه لآخرته و لا اخرته لدنياه : 341 صادق ( ع ) فرمود از ما نيست آن كه ترك كند دنياى خود را به جهت آخرت و نه آن كه ترك كند آخرت خود را به جهت دنياى خود . و اگر واجب نبودى پس ترك همه ناس كسب و معيشت را جايز بودى و اين بالبديهه مستلزم فانى و خالى شدن نوع انسان است .
و معصوم ( ع ) در حجّيّت يد فرمودند و لو لم يجز ذلك لما قام للمسلمين سوق : 342 اگر قول ذى اليد مسموع نباشد از براى مسلمين بازارى سرپا نمىشد . يعنى اگر يد حجّت نباشد مردم به عسر و حرج واقع شوند و چون اين باطل است پس آن حجّت است . پس چه گمان برى به وجوب اينكه بقاء نوع بسته به او است ؟ و از اينجا ظاهر شد كه نگهداشتن مال به قدر ضرورت هم واجب است در صورتى كه عاجز از كسب باشد ، زيرا كه واجب بودن عملى به جهت حصول غايتى البتّه لازم دارد وجوب حفظ آن غايت را اگر حاصل باشد . و لكن كلام در قدر آن است كه آيا حفظ سرمايه كه منفعت آن سال به سال كفايت كند واجب است ، يا حفظ نفقه سال واجب است ، يا حفظ قوت يك شبانه روز واجب است ، درست واضح نشده . و لكن طريقه بزرگان دين حفظ سرمايه بود .
صادق ( ع ) در ردّ صوفيّه مىفرمايد در ميان كلام خود و امّا سلمان فكان اذا اخذ عطائه رفع منه قوته لسنته حتّى يحضر عطاؤه من قابل فقيل له يا ابا عبد اللّه انت فى زهدك تصنع هذا و انّك لا تدرى لعلّك تموت اليوم او غدا فكان جوابه ان قال ما لكم لا ترجون لى البقاء كما خفتم علىّ الفناء اما علمتم يا جهلة انّ النّفس قد تلتاث
كاشف الأسرار ( فارسى ) — صفحة 119
مساهمون: الملا نظر علي الطالقاني
ص١١٩