و از آنچه ياد نموديم دانستى كه شخص تا به مقام محبت و عشق نرسيده هميشه محتاج به صبر است و عن الباقر ( ع ) الجنّة محفوفة بالمكاره و الصّبر و جهنّم محفوفة باللّذات و الشّهوات 278 : جنت پيچيده شده است به مكاره و بلاها و صبر بر آنها و جهنم پيچيده شده است به لذّتها و شهوتها . و همين كه پا به دائره محبت نهاد مقام صبر را زير پا نهاده و سر از گريبان رضا برآورده . اللّهم ارزقنا .
و بدان كه دل سوختن و آه كشيدن و گريه كردن منافات با صبر ندارد ، بلكه با رضا نيز ندارد ، و بلكه لازمه طبيعت ترحم و رقت قلب است . نمىبينى كه پدر ، طفل را زير تيغ و حجامت نشاند در نهايت رضامندى و مع ذلك دلش چگونه مىسوزد ؟ و چون ابراهيم فوت شد حضرت خاتم ( ص ) گريه كرد و عرض كردند تو ما را از اين نهى نفرمودى ؟ فرمود انّما هذه الرّحمة و انّما يرحم اللّه من عباده الرّحماء : 279 نيست اين مگر ترحم و رقت قلب و خدا رحم نمىكند از بندگان خود مگر آنان را كه دل رحيم داشته باشند .
و قال ايضا العين تدمع و القلب يحزن و لا نقول ما يسخط الرّبّ : 280 چشم اشك مىريزد و دل مىسوزد و نمىگوئيم چيزى را كه به غضب آورد پروردگار را . و سيد الشهداء ( ع ) روحى له الفداء در وداع قاسم غش كرد و در وداع على اكبر گريه كرد و فرمود اللّهمّ اشهد على هؤلاء القوم ، الحديث . 281 الا لعنة اللّه على القوم الظّالمين و سيعلم الّذين ظلموا اىّ منقلب ينقلبون .
مطلب دوّم در شكر است .
قال اللّه تعالى فى سورة البقرة
فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ وَ اشْكُرُوا لِي وَ لا تَكْفُرُونِ
: 282 به خاطر آوريد مرا تا ياد آورم شما را و شكر من نماييد و كفران نعمت من نكنيد . و فى سورة ابراهيم ( ع )
لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِي لَشَدِيدٌ
. 283 و فى سورة السّبإ
اعْمَلُوا آلَ داوُدَ شُكْراً وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ
284 و فى سورة لقمان
أَنِ اشْكُرْ لِي وَ لِوالِدَيْكَ
285 و آيات شكر بسيار است .
بدان كه علماء اين فنّ ، اخلاق بد را مهلكات و اخلاق نيك را منجيات گويند و چون ازالهء خلق بد به منزله ازاله چرك آينه و به منزله تنقيه است و علاوه آنكه ضد خلق نيك است ، تا ضد نرود ضد ديگر نيايد . لهذا آنها را مقدم ذكر كنند و با آنها آفت بعضى