[ كلام صاحب ملل و نحل ]
محمد بن عبد الكريم شهرستانى - كه از علماى اعلام و امام احبار اهل سنّت است - در مقدمات كتاب مذكور گفته : در بيان اول شبهه كه در ميان خلق عالم واقع شد و كه مصدر آن بود در اول . و كه مصدر آن بود در آخر .
« بدان كه اول شبهه كه در ميان خلق عالم افتاد ، شبههء ابليس - عليه اللعنة - بود . و مصدر آن استبداد به رأى در مقابل نص ، و اختيار هوا در معارضهء امر الهى و استكبار به مادهاى كه مخلوق شده كه آتش باشد بر مادهء آدم - عليه السلام « 1 » - بود .
و از اين شبهه هفت شبهه حاصل و در اذهان خلايق سارى و جارى گرديد تا آنكه همين شبهات مذاهب بدعت و ضلال شدند .
و اين شبهات در اناجيل اربعه كه انجيل لوقا و مارقوس و يوحنّا و متّى باشد مسطور ، و در تورات به شكل مناظره ميانهء ابليس و ملائكه بعد از امر به سجود مذكور است .
پس ذكر انشعاب اين شبهه و آنچه ناشى از اين شبهه شده در ساير امم نموده و گفته كه اصل اين شبهه نسبت به انواع ضلالات مثل بذر است كه همه از آن روئيده و تمامى آن راجع مىشود به انكار امر بعد از اقرار و اعتراف به حق و ميل به هواى نفس در مقابلهء نص .
و ختم كلام به اين حديث نبوى نمود و گفته قال - عليه السلام : لتسلكنّ سبل الامم قبلكم حذ « 2 » و القذّة « 3 » بالقذّة و النّعل بالنّعل حتّى لو دخلوا جحر « 4 » ضبّ لدخلتموه » .
بعد از اين گفته كه مقدمهء چهارم در بيان اوّل شبههاى است كه در ملّت اسلام واقع شد و كيفيّت انشعاب آن و اينكه مصدر آن و مظهر آن كه بود .
هامش
( 1 ) . قال المولوى المعنوى في المثنوى :اول آن كس كاين قياسكها نمود * پيش انوار خدا ابليس بودالى آخر مقالته القدسية . منه رحمه اللّه
( 2 ) . حذّاء النّعل حذوا و حذاء : قدّرها و قطعها .
( 3 ) . القذّة ، بالضم : ريش السهم .
( 4 ) . الجحر بضم الجيم و سكون الحاء المهملة كلّ شىء يحتفره الهوامّ و السّباع لانفسها .