تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتح السبل ( فارسى ) — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨
كه منتهى شود به بديهيّات « 1 » به ملاحظهء آنكه موافقت يا مخالفت با ملّتى از ملل داشته باشد ، طريقهء حكما است . و علم حاصل‌شدهء به اين طريق را « حكمت » خوانند . و لا محاله موافق شرايع حقّه باشد « 2 » .

[ در حكم خلاف بين حكمت و شريعت ]

و اگر احيانا مخالفتى ظاهر شود ميان مسئلهء حكمى كه به برهان صحيح ثابت شده باشد و قاعدهء شرعى ، تأويل قاعدهء شرعى لازم شود تا به ردّ عقل ، ردّ شرع لازم نيايد و اصل اين است كه نتواند بود مخالفت واقع شود ميانهء برهان صحيح و شرايع انبيا و هر جا مخالفت نمايد يا در برهان خلل خواهد بود ، يا ثبوت آن حكم از شارع متحقّق نباشد ، يا در فهم مراد شارع اشتباه شده باشد . و بالجمله به غايت واضح است كه انحراف از طريقهء حكمت سدّ باب معرفت و تضييع و ابطال عقل است كه شرف موجودات و احق اشياء است به اتّباع . و نيز نهايت وضوح دارد فساد رأى و جهل آن بىخردانى كه مذمّت طريقهء عقل و حكمت نموده‌اند ، چه عقل را سببى جز بىعقل نتواند بود ،
« وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ »
« 3 » . و اما علم كلام بر دو وجه بنا گذاشته شده : يكى فنّ كلام قدما ، و ديگرى كلام متأخرين . امّا كلام قدما صناعتى باشد كه قدرت بخشد بر محافظت اوضاع شريعت به دلائلى كه مؤلّف « 4 » باشد از مقدّمات مسلّمه و مشهوره در ميانهء اهل شرايع ، خواه منتهى شود به بديهيّات و خواه نه . و اين صناعت را مشاركتى با حكمت نيست ، نه در موضوع و نه در دلائل و نه در فائده ؛ چه موضوع حكمت اعيان باشد نه اوضاع . و دلائلش
هامش
( 1 ) . هيچ عقلى در قبول بديهيات توقف و ايستادگى ندارد . ( 2 ) . مقايسه كنيد با گوهر مراد ص 41 . ( 3 ) . نور ( 24 ) 40 . ( 4 ) . مقايسه كنيد با گوهر مراد ص 42 .